تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
شده ، بدبختى و مصيبت است . اگر ظاهر و باطن مأمون يكى بود ، و در اين اقدام خود ، اخلاص مىداشت ، بىشكّ اقدام به اين كار در چنين موقعى رها ، و آن را به زمانى موافق موكول مىكرد . امّا در پاسخ او نوشت : مبادا ذو الرّياستين از تصميم خود ، درباره عقد بيعت در اين وقت منصرف شود ، و او را بيم داد چنانچه او از عزم خود بازگردد ، سبب آن را از ناحيه نوبختى خواهد دانست ، و نوشت كه اين نامه را پس از خواندن ، بازگرداند ، تا كسى بر مضمون آن آگاه نشود . پس از آن نوبختى اطلاع يافت ، كه فضل بن سهل نيز به نامناسب بودن وقت براى بيعت ، آگاه شده است ، زيرا او نيز از دانش ستاره‌شناسى برخوردار بود ، از اين رو بيمناك شد ، كه مبادا انصراف فضل بن سهل ، به او نسبت داده شود ، و مأمون او را به قتل برساند ، لذا بر مركب خود سوار شد ، و نزد فضل بن سهل رفت ، و او را از طريق دانش نجوم بر خلاف واقع ، به مناسب بودن وقت مطمئن كرد ، و چون در اين دانش آگاهتر و ماهرتر از فضل بود ، توانست امر را بر او مشتبه ، و وى را قانع گرداند « 1 » . از آنچه گفته شد نيز دانسته مىشود كه موضوع ولايتعهدى امام عليه السّلام جز دامى نبوده ، كه مأمون براى به چنگ‌آوردن امتيازهاى سياسى چندى ، كه مىتوانست بسيارى از مشكلات حكومت را بر طرف كند ، گسترده است . و به هيچ روى روش او با امام عليه السّلام صادقانه نبوده بلكه ، نقشى بوده است كه مىبايست گام بگام با دقّت و استحكام ، ايفا شود ، تا نتايج مورد نظر به دست آيد .

هدف مأمون در ولايتعهدى امام عليه السّلام

برخى روايات گوياى اين است ، كه علّت درخواست مأمون از امام عليه السّلام كه منصب خلافت را بپذيرد ، و خود از آن كناره‌گيرى كند ، اين بوده است كه نشان دهد ، ائمّه عليهم السّلام خواستاران و دوستداران دنيا هستند ، و زهد و بىاعتنايى آنها به دنيا ، بر اثر ناتوانى و عدم دسترسى آنها بدان بوده است ، چنان كه گروهى از مورّخان و نويسندگان ، به اين روايات
هامش
( 1 ) - عيون اخبار الرّضا ج 2 ص 148 .