باشد ، چنانكه اگر خداوند متعال با تفصيل بيشترى مىفرمود وسليمان مال داوود را به ارث برد ، آنگاه آن فرموده قضايى نداشت كه مىگويد :
« وَقالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ »
. اما اگر بگوييم مقام وجايگاه نبوت وپادشاهى را به ارث برد ، اين نيكوتر است چرا كه آموزاندن زبان پرندگان نيز از زمرهء ميراث اوست ونيز آنكه مىفرمايد :
« وَآتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ
/ واز هر چيزى به ما دادهاند » . چرا كه بر خلاف وارث مال ، تنها ميراثبر فرمانروايى است كه همهء اينها در ميراث أو مىگنجد . چنانكه آن فرمودهء الهى :
« إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ
/ بىگمان اين فضلى آشكار است » .
نيز تنها زيبندهء وارث ملك است نه مال كه ممكن است براي هر كامل وناقصى حاصل آيد ودربارهء لشكريانى هم كه خداوند پس آن در حق سليمان از آنها ياد مىكند ، جز اين نمىتوان انديشيد . بنابراين نظر آنان كه گمان مىبرند كه سليمان از داوود جز مال چيزى را به ارث نبرد ، باطل مىشود ، اما اگر بگويند كه أو مال وفرمانروايى را با هم از أو به ارث برد واستدلالهاى پيشين در اين صورت منافاتى با آن ندارد ، در پاسخ بايد گفت : پيامبر أكرم ( ص ) مىفرمايد :
« نحن معاشر الأنبيا لا نورث ما تركناه صدقه » . « 1 »
قتادة دربارهء آيهء « وورث سليمان داود » مىگويد كه نبوت وفرمانروايى وعلم را از أو به ارث برد وهر سه مورد پيش گفته در حق داوود ( ع ) در سورهء بقره مذكور است . چنانكه مىفرمايد :
« وَآتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ
/ وبه أو فرمانروايى وحكمت ارزانى دشت واز آنچه مىخواست به أو آموزاند » [ بقره ، 251 ] . ودر سورهء نمل نيز كه خداوند متعال مىفرمايد : « ولقد آتينا داود وسليمان علما / وبه راستى به داوود وسليمان علم داديم » [ نمل ، 15 ] اين نيز مشمول آن مىشود كه خداوند متعال اين دو پيامبر بزرگوار را به چنان بخشش وفضل گرانقدرى نواخت وهمچنين شرف نبوت ورسالت وهر آن دانش دنيوي واخروى را شامل مىشود كه خداوند متعال راه رسيدن به آنها را بر آنان گشود وتوانستند به آسانى به آنها دست يابند « 2 » ، يا چنانكه طبري مىگويد علم به زبان پرندگان وجنبندگان وديگر مواردى است كه خداوند آگاهى از آن را ويژهء آنان گرداند . « 3 »
« وَقالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنا عَلى كَثِيرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنِينَ
/ وگفتند سپاس آن خداى را كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمنش برترى داد » . نسفى مىگويد : آن بسيارى كه خداوند داوود
و
هامش
( 1 ) . تفسير فخر رازي ، 24 / 186 .
( 2 ) . عويد مطرفى ، پيشين ، 64 ؛ تفسير طبري ، 19 / 140 .
( 3 ) . عويد مطرفى ، پيشين ، 64 ؛ تفسير طبري ، 19 / 140 .