چنانكه در برخى از عبارات صموئيل دوم ( 8 : 15 ، 22 : 21 - 25 ) ، كتاب أول ، پادشاهان ( 3 : 3 - 16 ، 14 ، 11 : 38 ، 15 : 3 ) وكتاب دوم پادشاهان ( 18 : 3 ) ، اخبار أيام أول ( 28 : 4 - 5 ) أشعيا ( 3 : 5 ، 55 : 3 - 6 ) ويوشع ( 3 : 5 ) و . . . مىبينيم .
در هر صورت در تورات تصويرى ارائه نشد ، كه بتواند ميان اين دوگانهگويىهاى كاملا جدا از هم همبستگى ايجاد كند ، مانند تصويرى كه تورات از داوود ( ع ) به عنوان پادشاه توانمند يهود ارائه مىدهد : مردى پردل كه جالوت ( جليات ) ستمكار را بي آنكه شمشيرى به دست داشته باشد ، با فلاخن مىكشد وروزگارى به منزلهء نيزهء فلسطينيان عمل مىكند ، اما همو ديرى نمىپايد كه همراه آنان ضدّ دشمنشان به نبرد برمىخيزد ، چنانكه شمشير خود را ضدّ هموطنان يهودىاش در اختيار وخدمت آنان مىگذارد ، وروزى ديگر به عنوان حمل كنندهء شمشير طالوت ( شاؤل ) اسرائيلى عمل مىكند ، سپس زماني ديگر به نگاهبانى أخيش ، پادشاه فلسطينى برگزيده مىشود . در واقع أو فرمانروايىاش را زير سيادت فلسطينيان آشكار كرد ، آنگاه كار را به جايى رساند كه كار آنان را در سراسر سرزمين اسرائيليان يكسره كرده سپس به عنوان دشمن سرسخت شاؤل ( طالوت ) ظاهر مىشود ، در همان زمان دخترش را به زنى گرفت وبا فرزندش ( يوناثان ) وبسيارى از جوانان پسر ودختر بني إسرائيل دوست شد « 1 » ، در حالي كه به عنوان خوانندهء ( آواز خوان ) دربار شاؤل به كار مشغول بود ، وبا آوازى خوش ترانههايى شگرف مىخواند ، اما در همان زمان نيز به عنوان سواركارى جنگاور وحامل سلاح پادشاه وكشندهء دشمنانش آشكار مىشود . « 2 »
همچو مردمان زمانه وقبيلهء خويش درشتخوى وسنگدل بود ، وصفى كه در أذهان يهود بسى نيكو مىنمايد ، چنانكه هر وصفى را كه از أو بازستاندند ، از خدايشان « يهوه » سر باز ستاندند . با نهايت شگفتى أو در همان زمان همچو قيصر ومسيح آمادهء گذشت از دشمنان خويش نيز هست ، أسيران را همگى از دم تيغ مىگذراند . تو گفتى پادشاهى از پادشاهان آشورى است ، تا آنجا كه سنگدلىاش چنان از حدّ مىگذرد كه فرمان به سوزاندن شكستخورندگان مىدهد ونيز فرمان مىدهد كه پوست از تنشان بركنند وآنان را با ارّه دو نيمه كنند « 3 » وآنگاه كه شاؤل از أو مىخواهد كه يكصد غلفه « 4 » از فلسطينيان را كابين دخترش ،
هامش
( 1 ) . صموئيل اوّل ، 18 : 1 - 7 .
( 2 ) . صموئيل أول ، 16 : 21 - 23 .
( 3 ) . صموئيل دوم ، 12 : 29 - 31 .
( 4 ) . پوستهء نازكى كه هنگام ختنه از مردى بر مىدارند . ( لسان العرب ) .