تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
يشاء / وخداوند به أو فرمانروايى وحكمت داد واز آنچه مىخواست به أو آموخت » [ بقره ، 251 ] .
« وَآتَيْنا داوُدَ زَبُوراً
/ وبه داوود زبور داديم » [ نساء ، 163 ] و
« وَلَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَسُلَيْمانَ عِلْماً وَقالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنا عَلى كَثِيرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنِينَ
/ وبه داوود وسليمان دانش داديم وگفتند ، سپاس خداى را كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمنش برترى داد » [ نمل ، 15 ] و
« وَلَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ ، أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
/ واز سوى خود فضلى به داوود داديم ، [ گفتيم : ] اى كوه‌ها و [ اى ] مرغان همراه أو در تسبيح گفتن همنوا شويد وآهن را برايش نرم كرديم . [ دستور داديم : ] كه زره‌هاى پهن [ وكامل ] بساز ودر يافتن [ حلقه‌ها ] اندازه نگه‌دار . وكار شايسته كنيد . كه من به آنچه مىكنيد بينا هستم » [ سبأ ، 10 و 11 ] و
« وَلَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى بَعْضٍ وَآتَيْنا داوُدَ زَبُوراً
/ وبه راستى برخى از پيامبران را بر برخى ديگرى برترى داديم وبه داوود زبور داديم » [ إسراء ، 55 ] آنگاه خداوند متعال به پيامبر ومحبوب خويش ، مولا وسرور ما ، محمد رسول اللّه فرمان مىدهد كه :
« اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ ، وَاذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ ، إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْراقِ ، وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ ، وَشَدَدْنا مُلْكَهُ وَآتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطابِ
/ بر آنچه مىگويند ، شكيبا باش وبندهء ما ، داود توانمند را ياد كن ، بي گمان أو رو به [ سوى خدا ] داشت ، ما كوه‌ها را با أو رام كرديم . شامگاهان وبامدادان نيايش مىكردند وپرندگان را نيز فرآهم آورده [ رام ساختيم ] . همگى فرمانبر أو بودند . وفرمانروايىاش را استوار ساختيم وبه أو حكمت وسخن آشكار كنندهء [ حقّ از باطل ] داديم » [ ص ، 17 - 20 ] آنچه گفته شد ، رأى ونظر اسلام در قرآن كريم دربارهء داوود ( ع ) است كه بي ترديد هيچ مسلمانى پس از قرآن واسلام رأى ونظري ديگر نتواند داشت . « 1 » اما داوود ( ع ) در تورات : چه بسا خالى از فايده نباشد كه در آغاز سخن به اين حقيقت اشارتى برود كه تورات پيش از آنكه داوود را پيامبر وفرستادهء بزرگوار خداوند بداند ، به أو از ديدگاه فرمانرواى تواناى يهود مىنگرد . از اين روى أو هرگز در تورات نمىتواند خود را به سطح داوود پيامبر برساند ، حقيقتي كه قرآن كريم در نهايت روشنى ووضوح آن را بيان كرده است ؛ گرچه گاهى تورات مىكوشد تا أو را از سقوط هولناكى كه در شأن آن پيامبر توبه كار دچار آمده بركشد وبرهاند بنابراين تا حدى أو را موافق با شأن والاي پيامبرى توصيف مىكند ،
هامش
( 1 ) . براي اطلاع هر چه بيشتر به منابع مهم تفسيري ذيل آيات پيش‌گفته مراجعه شود .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 70 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو