تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
ميكال ، قرار دهد ، آنگاه است كه مىبينى دويست كس از فلسطينيان را مىكشد وغلفهء آنان را كابين دختر شاؤل قرار مىدهد « 1 » ، ونيز در بستر مرگ به فرزندش سليمان سفارش مىكند كه « شمعى بن جبرا » را - كه ساليان درازى أو را نفرين مىگفت - بكشد وريش سفيدش را به خون آغشته بسازد . « 2 » همو زنان را به زور از همسرانشان باز مىستاند ودر اين راه از منزلت وقدرت خويش بهره مىبرد ورويارويى با « آبنير » ، فرماندهء لشكر شاؤل را مشروط به آوردن ميكال دختر شاؤل مىكند كه أو را از پدرش خواستگارى كرده وسر دويست كس از فلسطينيان را كابين أو قرار داده بود ، ميكال دختر طالوت از آن همسرش كه نام أو « فلطيئيل بن لايش » بود كه دل داوود از شرار فراق أو خونين شده بود ، آنگاه به دنبال أو - گريه كنان - تا « بحوريم » روانه شد وجز به تهديد واز ترس « ابنير » بازنگشت . « 3 » آنگاه « بتشبع » ، همسر يكى از فرماندهانش را به نام « اورياحثى » از همسرش مىستاند وأو را به شمار بسيار زنانش مىافزايد وبا أو در دورهء پاكى از قاعدگى همخواب مىشود ، وآنگاه كه آن زن حركت جنين را در شكم خويش احساس مىكند ، داوود كسى را مىفرستد وأوريا را از ميدان جنگ به خانه فرا مىخواند تا اگر نمود ونشان حاملگى آشكار شود ، مردم بپندارند كه از همسر خويش آبستن شده است ، اما وقتي أوريا نمىپذيرد ، در زماني كه برادرانش در ميدان جنگ به پيكار مشغولند ، در بستر گرم همسرش جاى گيرد وپاى مىفشارد كه با ديگران در آستانهء خانهء پادشاه بخوابد وهرگز با همسرش همبستر نشود تا مگر خداوند به كارها آن طور كه مىخواهد سرانجام دهد ، آنگاه داوود تصميم مىگيرد كه با فرمان صريح وآشكارى أو را به صف أول نبرد بفرستد ؛ با اين بيان كه « أو را در آنجا كه شرار جنگ بس زبانه مىكشد ، بگذاريد وخود از پشت سر أو بازگرديد تا بجنگد وكشته شود » ، وقتي كار بر مراد أو قرار مىگرفت ، زن را به خانهء خويش در مىآورد ، سپس داوود بعد از اين عمل ، شكنجه شدن ناثان را به خاطر كار زشتش مىپذيرد ، اما در عين حال خود أو آن زن را در حريم خويش نگاه مىدارد . « 4 »
هامش
( 1 ) . صموئيل أول ، 18 : 25 - 28 . ( 2 ) . دوم پادشاهان ، 2 : 9 . ( 3 ) . صموئيل دوّم ، 3 : 12 - 16 ، آنگاه آن را با صموئيل اوّل ، 19 : 11 - 17 مقايسه كن ، كه روايت مىكند كه ميكال چگونه همسرش داوود را از توطئه‌هاى پدرش شاؤل رهايى بخشيد ، وأو را از پشت بأم به بيرون از خانه برد ، تا بتواند خود را از پدر أو وافرادش نجات دهد ، چنانكه در بستر أو « تراخيم » گذارد ؛ كه پيش از اين به آن تصريح شد وبديهي است كه اينها نوعي از تناقضات تورات وتعارض نصوص آن با يكديگر است . ( 4 ) . صموئيل دوم ، 11 : 2 - 29 ، 12 : 1 - 12 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 72 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو