است « 1 » ، همچنين در أحاديث وارد شده دربارهء آفرينش آدم ( ع ) آمده است كه وقتي خداوند متعال ذريّهء ( زادورود ) أو را از پشتش بيرون آورد وآدم پيامبران را در آن ميان ديد وهمچنين مردى از آنان را ديد كه رخسارهاش مىدرخشيد . پرسيد : خداوندا ، أو كيست ؟ فرمود :
أو فرزندت داوود است . عرض كرد : پروردگارا ، عمر أو چند سال خواهد بود . فرمود : شصت سال . عرض كرد خداوندا ، بر عمرش بيفزاى . خداوند فرمود : نمىشود مگر آنكه از عمر تو به أو بدهم - عمر آدم هزار سال بود - كه از آن چهل سال به عمر داوود افزود . وقتي عمر آدم پايان يافت فرشتهء مرگ به نزدش آمد وآدم گفت : چهل سال ديگر از عمرم باقي مانده است ، چرا كه فراموش كرده بود كه چهل سال از عمرش را به داوود بخشيده بود ، آنگاه خداوند عمر هزار سالهء آدم را به تمام وكمال به أو داد واز عمر صد سالهء داوود نيز چيزى نكاست ( اين حديث را أحمد بن حنبل از ابن عباس روايت كرده ، وترمذى از أبو هريره ، همچنين ابن خزيمة وابن حبان ، ونيز حاكم در المستدرك روايت كردهاند وحاكم آن را به شرط روايت مسلم صحيح دانسته است ) . « 2 » طبري مىگويد : برخى از أهل كتاب پنداشتهاند كه عمر أو هفتاد وهفت سال بوده است ، « 3 » اما روايت تورات عمر أو را هفتاد سال معلوم مىدارد : « داوود سى سأله بود كه به پادشاهى رسيد وچهل سال هم پادشاهى كرد » . « 4 » بديهي است كه روايت تورات ونيز روايت برخى از أهل كتاب بنابر نقل طبري وديگران درست نيست ، چنانكه ابن كثير در اين باره مىگويد اين روايات نادرست ومردود هستند . اما دربارهء مدت فرمانروايىاش بايد گفت كه چهل سال بوده است . « 5 » چرا كه روايتي در دست نداريم كه متعارض با آن ويا خلاف متقاضى آن باشد . « 6 »
هامش
( 1 ) . تاريخ طبري ، 1 / 485 .
( 2 ) . ابن كثير ، البداية والنهاية ، 1 / 87 - 88 ، 162 .
( 3 ) . تاريخ طبري ، 1 / 485 ؛ تاريخ يعقوبي ، 1 / 256 ، كه بنابر نظر يعقوبي داوود ( ع ) به هنگام مرگ يكصد وبيست سال داشت كه چهل سال پادشاهى كرد .
( 4 ) . صموئيل دوّم ، 5 : 4 .
( 5 ) . صموئيل دوم ، 5 % 4 - 6 ؛ اخبار أيام أول ، 29 : 26 - 27 .
( 6 ) . ابن كثير ، البداية والنهاية ، 2 : 16 ؛ الكامل ابن أثير ، 1 / 128 ؛ مروج الذهب مسعودى ، 1 / 70 ؛ تاريخ طبري ، 1 / 485 .