تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
اما چنانكه از تورات بر مىآيد ، پيروزىهايى كه براي داوود بر ضدّ فلسطينيان محقق شد ، هرگز فلسطينيان را تابع سياسي داوود قرار نداد ؛ درست است كه به دنبال آن ناگزير فرمانروايى داوود بر بخش بيشترى از فلسطين را پذيرفتند . همچنين نبايد از نظر دور داشت كه آنان در كرانهء « درياى مديترانه » در سرزمين كم وسعتشان باقي ماندند وتنها قدرتى بودند كه داوود نتوانست آنان را فرمانپذير خود سازد . چه بسا - بنا بر رأى برخى محققان ، اين از آن روى بود كه مصريان به رغم آنكه در آن روزگار يكى از دوران‌هاى ضعف خود را مىگذراند ، به نوعي فلسطينيان را نيز تحت حمايت خود داشتند ، وهمين امر داوود را از ضميمه كردن سرزمين آنان به فرمانروايى خود بازداشت . نيز بايد پذيرفت كه جلگهء ساحلى فلسطينى هرگز بخشي از املاك إسرائيل نشده است ، از آن گذشته فلسطينيان ديگر بار به سرعت مانند جماعت مستقل در قرن هشتم وهفتم قبل از ميلاد ظاهر شدند . « 1 »

5 . داوود ، موآب ، عمون ، آرام وأدوم

موآب نخستين نيروى پيشمرگ بني إسرائيل بود كه يورش آورد وشكست خورد وتحت فرمانروايى داوود قرار گرفت . بنابر روايت تورات « موآبيان ، بردهء داوود شدند وهمواره هدايايى براي أو مىآوردند » ، اگر چه نظام پادشاهى در ميان آنان همچون گذشته - در كنار پذيرش پيروى از داوود ( ع ) - استمرار يافت . عمون ، دومين نيرويى بود كه داوود آن را درهم شكست ، چه بسا سبب مستقيم درگيرى داوود و « بنحمون » در اثر رفتار بد عمونيان با فرستادگانى بود كه داوود براي يك پيمان دوستى به مناسبت تغيير قدرت عمون به آنجا فرستاد . چنانكه « حانون » ، پادشاه جديد عمون آنان را گرفت ويك نيمهء ريش آنان را تراشيد ولباس آنان را از بالا به پايين از هم دريد ، آنگاه آنان را رها كرد » . « 2 » از آن پس عمونيان دانستند كه به دنبال اين كارشان از نبرد با بني إسرائيل گريزى نيست ، در نتيجة ساز وبرگ لازم براي اين جنگ را از همسايگان آرامى خويش ( آراميان ساكن در بيت رحوب ، صوبه ومعكة وطوب ) فرا - هم - آوردند واز آنان يارى خواستند وآنان نيز عدّه وعدّهء كاملى را براي كمك به عمونيان ضدّ يورش مترصّد
هامش
( 1 ) . صموئيل دوم ، 5 : 17 - 25 ؛ نيز :K . M . Kenyon op - cit p . 277 M . Noth op - cit p . 194. ( 2 ) . صموئيل دوم ، 10 : 1 - 5 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 53 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو