حال داوود بي ترديد در پديد آوردن يك مركز ويژه وپايدار براي قبايل جنوبي نقش وجايگاه مؤثرى داشت ، آنگاه از اين رخداد به سود خويش بهره جست ، چنانكه شخصيت ، روابط وويژگى جنگاورى داوود در گماردنش به پادشاهى تمامى خانوادهء يهودا نقش بنيادى داشت ، در عين حال شخصيتهاى ديني نيز در اين راه همراه وياور أو بودند ، چنانكه در آغاز صموئيل پيامبر أو را به اين امر برگزيد وبيشتر قوم نيز به نيكى أو را پذيرفتند . « 1 »
اما فلسطينيان به عنوان دشمن بني إسرائيل ، از نزديك أوضاع ورخدادها را مىپاييدند ، آنچه براي آنان در درجهء نخست اهميت قرار داشت اين بود كه سراسر فلسطين تحت فرمانروايى آنان باشد ، چه بسا وقتي ديدند كه دو سرزمين اسرائيلى از همديگر جدا شدهاند ، اين امر به تحقق أهداف وآرزوهايشان كمك مىكرد . وچه بسا فلسطينيان فراسوى قيام اين دو قلمرو ، يكى به رياست داوود در « حبرون » وديگرى به رياست « ايشبعل » در شمال ، خود أيمن مىماندند ونيز چه بسا مىتوانستند مملكت شمالي را زير سلطهء خويش درآورند . در هر صورت أوضاع جديد به مصلحت فلسطينيانى بود كه از طريق ازهمگسستگىهاى درونى خواهان ناتوانى وسستى دشمنان اسرائيلى خود بودند . « 2 » اتفاقي كه به راستى پيمان همبستگى قبايل دوازدهگانهء بني إسرائيل را تهديد مىكرد وبه وحدت نظر آنان در أمور سياسي وجنگى پايان مىداد . در عين حال داوود وبه پيروى از أو ، قبايل جنوبي مىكوشيدند كه اين همدلى وهم پيمانى استمرار يابد ، از اين روى فلسطينيان به طور موقّت خاموشى گزيده بودند تا چه اتّفاق افتد ، چرا كه هيچ دليلي براي مساعدت گروهى ضدّ گروهى ديگر از بني إسرائيل نمىيافتند وبه همين خرسند بودند كه بني إسرائيل همديگر را درهم شكنند . « 3 »
3 . داوود ووحدت إسرائيل
بلند نظري داوود بسى برتر وبزرگتر از آن بود كه به منطقهء كم وسعتى در دورافتادهترين نقاط جنوب فلسطين كه به فرمانروايى أو گردن نهاده بود ، بسنده كند ، در نتيجة همواره به شمال مىنگريست ومىانديشيد كه آنجا تحت فرمانروايى ضعيف ايشبعل قرار داشت ، بنابراين
هامش
( 1 ) .H . R . Hall CAH III Cambridge 1965 p . 427 M . Noth opاللّهcit . 182 - 183.
( 2 ) .K . M . Kenyon Archeology in the Holyland London 1970 p . 240 The jewish Encyclopaedia 1903 p . 452. ( 3 ) .M . Noth op - cit p . 183 H . R . Hall op - cit o . 427.