تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
فرزند أو ( يوناتان ، ابيناداب وملكيشوع ) نيز به همين سرنوشت دچار شدند . اسرائيليان در جنگ كوه جلبوخ ( حوالي سال 1000 ق . م ) به بدترين وجهي شكست خوردند وشهرها يك بار ديگر زير يوغ فلسطينيان درآمد « 1 » واين امر منجر به خيزش ودرگيرى بسيار تندى ميان قبايل مختلف بني إسرائيل بر ضدّ سلطهء فلسطينى شد . به ويژه آنكه صموئيل پيامبر ، اگر چه داوود را پادشاه بني إسرائيل نخوانده بود ، اما در زمان حيات خويش از أو به عنوان جانشين طالوت ياد مىكرد ، در عين حال « إيشبعل » ، پسر شاؤل ( طالوت ) پس از وفات پدر وبرادران بزرگتر شد خود را جانشين قانوني پدر مىدانست ودر اين امر به « أبنير » فرماندهء لشكر پدرش كه يكى از اميران خاندانش نيز بود ، تكيه كرده بود واز اين روى در « محانيم / واقع در دو ميلى شمال عجلون » پايتخت منطقهء « افرايم » در سرزمين « جلعاد » ، واقع در جنوب « يبوق » پادشاه خوانده مىشد ؛ همانجا كه خاطرات كارهاى جسورانهء پدرش ، شاؤل ، در طي ساليان گذشته هنوز در ذهن وزبان مردمانش باقي مانده بود . در هر صورت گسترهء فرمانروايى « ايشبعل » مناطق نامعيّنى از قبايل ساكن در كوه‌هاى شرق أردن ، الخليل وسامره را فرا گرفته بود . همچنين ايشبعل همچو پدرش عنوان « پادشاه إسرائيل » را بر خود نهاد ومدّعى فرمانروايى تمامى قبايل بني إسرائيل گرديد ، با اين تفاوت كه قبايل جنوبي ( كه از داوود فرمان مىبردند ) خود را از ديگر قبايل جدا كرده بودند ، بنابراين تشكّل سياسي بني إسرائيل زير فرمان « ايشبعل » تنها بخش عمده وبيشتر قبايل را شامل مىشد . « 2 » در آن زمان ، يهودا در حبرون ( شهر الخليل ) داوود را پادشاه خاندان يهودا مىدانستند « 3 » ودر آن ميان كسى در اين واقعيت ترديد نداشت كه شخصيت داوود در انگيزش قبايل جنوبي براي برداشتن اين گام نقش بسيار مهمّى داشت وهرگز آنان تأثير شخصيت بزرگ أو را انكار نمىكردند وكسى نسبت به آن شكّى در دل نمىآورد . چنانكه به عنوان ميراثبر زره طالوت نيز محبوبيت ويژه‌اى در ميان اطرافيانش به دست آورده بود ودر ميان قبايل جنوبي نوعي مركزيت يافته بود وآنان بر محور أو گرد هم مىآمدند ؛ چنانكه پس از جدا شدن از طالوت به روشنى بر اين موضوع تأكيد گذارده بود كه خود يكى از مردم جنوب است . اگر چه سيستم پادشاهى با شتاب رو به أفول داشت ، وطالوت به علت سستىاش مورد نكوهش بود ، در عين
هامش
( 1 ) .H . R . Hall The Ancient History of the Near East 1963 p . 356 CAH III 1965 P . 425 M . Noth op - cit p . 177 - 180. ( 2 ) .M . Noth op - cit p . 151 - 184. ( 3 ) . صموئيل دوم ، 2 : 4 .