تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
همچنين گفته‌اند كه آن بار زبانش گشوده شد واز آن پس ديگر تا زماني كه كودكان به طور معمول زبان مىگشايند ، سخن نگفت ، باز گفته‌اند كه به هنگام مناظرهء يهود با أو حضرت زكريا ( ع ) نيز حضور يافت وبه عيسى ( ع ) گفت : اگر از جانب خداوند حجتي در دست دارى ، زبان بگشاى ، آنگاه بود كه عيسى ( ع ) گفت :
« إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا ، وَجَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَأَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا وَالسَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا
/ [ عيسى ] گفت : من بندهء خدا هستم . به من كتاب [ آسمانى ] داده ومرا پيامبر گردانيده است . ومرا هر جا كه باشم خجسته داشته است ومرا تا آنگاه كه زنده باشم به نماز وزكات سفارش كرده است . و [ مرا ] به مادرم نيكوكار [ ساخته ] ومرا گردنكش [ و ] نگونبخت قرار نداده است . وروزى كه به دنيا آمدم وروزى كه بميرم وروزى كه زنده برانگيخته شوم ، بر من درود باد » [ مريم ، 30 - 33 ] . بدينسان عيسى ( ع ) بندگى خويش را براي خداوند اعلام مىدارد وبيان مىكند كه هرگز چنانكه گروهى مىپندارند ، پسرش وبنابر باور گروهى ديگر خدا وبنا بر ادعاى برخى ديگر سوّمين سه كس كه با همديگر در عين سه بودن يك خدا باشند نيست ، همچنين اعلام مىدارد كه خداوند متعال أو را پيامبر قرار داده نه فرزند وشريك خويش ودر أو بركت نهاده وطىّ زندگى أو را به نماز وزكات ونيكوكارى نسبت به مادرش وفروتنى با قوم وعشيرهء خويش سفارش كرده است ، از اين روى معلوم مىشود كه عمرى محدود با سر آمدى معين دارد ومىميرد وبرانگيخته مىشود وخداوند متعال براي أو در روزى كه زاده شد وروزى كه مىميرد وروزى كه زنده برانگيخته مىشود ، سلامتى وامنيت وآرامش مقرر كرده است ، چنانكه ملاحظه مىشود نصّ قرآني دربارهء مرگ وبرانگيختن عيسى ( ع ) صريح است واين حقيقت هيچ تأويل وجدالى را برنمىتابد . « 1 »
هامش
( 1 ) . في ظلال القرآن ، 4 / 2308 .