روزگار يحيى ( ع ) - حدودا در سال 64 ق . م - مستعمرهء روم بود . از آن گذشته پادشاه نداشت ، بلكه يكى از كارگزاران روم در آنجا فرمان مىراند . « 1 » سوّم آنكه « هدد / بنحدد » در قرن نهم پيش از ميلاد پادشاه آرامىها در دمشق بود ، چنانكه در جنگ خويش به نام « قرمر » در سال 853 ق . م با پادشاه آشورى « شلمنصر سوّم » ( 859 - 824 ق . م ) در كنار « آحاب » ، پادشاه إسرائيل وديگر حكام ولايات سوريه وفلسطين شركت داشت ؛ بنابراين ، وى حدود بيش از هشت قرن پيش از روزگار حضرت يحيى ( ع ) مىزيسته است . چهارم آنكه فرمانرواى دمشق - نامش هر چه كه باشد - هرگز برادر پادشاه صيدا نبوده است ، چرا كه يكى آرامى وديگر فينيقى است . پنجم آنكه پيش از اين نيز تصريح شد كه روزگار حضرت يحيى ( ع ) بيش از پنج قرن ونيم پس از روزگار بختنصر ( 605 - 562 ق . م ) بوده است ، از اين روى اين دو رخداد نمىتوانند رابطهاى با همديگر داشته باشند .
ششم آنكه فتواى يحيى ( ع ) دربارهء زنى كه شوهرش أو را سه بار طلاق داده بود ، با اين مضمون كه تا زماني كه با كسى ديگر ازدواج نكرده براي أو حلال نخواهد بود ، يك فتواى اسلامى وبر أساس شريعت محمّدى ( ص ) است وچنانكه در تورات متداول امروزى مىبينيم هرگز در شريعت موسى چنين نبود وما جز تورات سند ديگرى در اين باره در دست نداريم .
( مگر به نصّى از قرآن يا سنت اين حكم باطل گردد ) .
يحيى بر أساس شريعت تورات فتوا مىداد ، كه براي اطلاق اين شرط را مقرّر داشته كه مرد بايد به زن طلاق داده شدهاش وثيقه تسريح ( طلاق نامه ) بدهد ، آنگاه آن زن مىتواند جز أو با هر كس كه بخواهد ازدواج كند ، امّا حقّ بازگشت به شوهر نخست خويش را پس از طلاق گرفتن از شوهر وحتى در صورت مرگ أو ندارد « 2 » . تورات در سفر تثنيه مىگويد : « اگر مردى
هامش
( 1 ) . پومپى /POmpeyدر سال 64 ق . م شهر دمشق را فتح كرد ودر سال 63 ق . م ودر روز شنبه شهر قدس را اشغال كرد وبرج وبارويش را ويران ساخت ومردانش را كشت . وپس از آن سراسر دمشق وقدس تحت ولايت روم درآمد وبومبى شتابان به آنجا سازمانى تازه داد وسورهء جغرافيايى وسنّتى را سراسر تحت يك نام ( ولايت سوريه /PROVINCIA SYRIS» درآورد وولايت سوريه جايگزين كشور قديم سوريه و « أنطاكية » به عنوان پايتختش مقرّر شد ، چنانكه « كيليكيه » نيز به طور مستقل يك ولايت باقي ماند و « يهوديت » غير ولايتي ضمن چارچوب ولايت سوريه برجاى ماند وپس از مدّت زماني به شهرهاى برخوردار از قوانين يوناني نوعي آزادى داخلي در سايهء حكام ولايات رومى دادند وده ولايت از اين شهرها با همديگر اتحادي را به نام « ذيكاپوليس » تشكيل دادند ، آنگاه شهرهايى ديگر نيز به آنان پيوستند ودر هر صورت سوريه وفلسطين طي مدت زمان رونق امپراتورى روم مجرّد ولايات تحت فرمان روم باقي ماندند . ( براي تفصيل بيشتر محمد بيومى مهران ، إسرائيل ، 2 / 1136 - 1139 ) .
( 2 ) . ازدواج وطلاق در تورات ( محمد بيومى مهران ، إسرائيل ، 4 / 239 - 286 ) .