تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
ديرى نپاييد كه توانست بر رقيبان خويش چيره شود واز توطئه‌هاى آنان وهر آن دسيسه‌اى كه در حق أو مىچيدند ، رهايى يابد . « 1 » آنگاه به برپايى تخت سلطنت واستوار داشتن پايه‌هاى حكومت خويش در داخل پرداخت ودر اين راه از بيشترين امكانات دولتش بهره جست ودر زيبا سازى پايتخت ( أورشليم ) كوشيد وپس از آن برج وباروهاى بسيارى بر افراشت ودژهاى بر جاى مانده از پيش را آباد كرد ودر جايگاه‌هايى كه از اهميت استراتژيك برخوردار بود ، كارگزارانى گمارد تا مگر از اين طريق شورشيان ونيز آنان را كه انديشهء جنگ در سر مىپروردند ، بترساند . پس از آن سليمان در صدد يكسره كردن كار قبايل وعشايرى بر آمد كه در انديشهء استقلال بودند ودر اين راه تلاش مىكردند ، از ديگر سوى سليمان كاملا مىدانست كه مهم‌ترين مشكلى كه پيش از أو ، پدرش با آن درگير بوده ، انديشهء شمارى از قبايل بود كه مىخواستند خود در سرزمينى كه سكونت داشتند براي خويش حكومتى مستقل تشكيل دهند ؛ بي ترديد اين گرايش با خواستهء سليمان ، كه در انديشهء ايجاد يك حكومت قوىّ مركزى بود ، تعارض داشت ، بنابراين تمامى تلاش خود را در راه درهم شكستن هر گونه هم پيمانى صرف كرد كه امكان ايجاد آن در ميان قبايل پيش گفته مىرفت ومىتوانست براي يكپارچگى فراگير بني إسرائيل تهديد كننده باشد . بنابراين ، سليمان كشور خويش را به دوازده ولايت تقسيم كرد وبر هر ولايتي كارگزار مىگمارد تا به أمور مربوط به ماليات بپردازد وبر هر ولايتي مقرر كرد كه يك ماه در سال هزينهء پادشاه ودرباريان ولشكر واسبان أو را بپردازند ، چرا كه سليمان به ضرورت مىبايست هر چه بيشتر توشهء سپاهيان واسبانش را كه در دژها مستقرّ كرده بود فرآهم مىساخت وهزينه وعلف آنها را تهيه مىكرد وافزون بر آن هزينهء درباريان را كه شمار آنان نيز بسى بيشتر از زمان پدرش بود ، مىپرداخت . « 2 » در هر صورت مرزهاى مناطق جديد جز در چهار يا پنج مورد با مرزهاى قبايل اسرائيلى تطابق نداشت ، بلكه با هدف سليمان در درهم شكستن بناى مستقل حكومت‌هاى محلى سازگار بود ، وبه دنبال آن مىتوانست گرايش‌هاى جدايى طلبانه در ميان قبايل اسرائيلى را تضعيف نمايد واز ايشان يك ملت يكپارچه تشكيل دهد . « 3 » به هر حال سليمان ( ع ) بر هر يك از مناطق جديد يك ناظر يا
هامش
( 1 ) . أول پادشاهان ، 1 : 1 - 53 ، 2 : 3 - 48 ، 3 : 12 - 13 ؛ تاريخ طبري ، 1 / 485 ؛ الكامل ابن أثير ، 1 / 127 . ( 2 ) . فؤاد حسنين ، پيشين ، ص 237 ؛ اندريه ايمار وجانين أو بوايه ، پيشين ، ص 266 ؛ صموئيل دوّم ، 9 : 9 ، 13 : 23 ، 16 : 1 وما بعد آن ؛ نيز :O . Eissfeldt op - cit p . 591. ( 3 ) . ويل دورانت ، پيشين ، ص 334 ؛ نيز :A . Lods op - cit p . 371.