تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
پايگاه بلندى يافتند ؛ و خواسته و نخواسته ميان فرهنگ يهودى و فرهنگ اسلامى پل پيوندى شدند . « 1 » 4 . گرايش و علاقهء مسلمانان به آگاهى گسترده و تفصيلى از پاره‌اى رويدادها به ويژه رويدادهاى يهودى و مسيحى ، كه در قرآن كوتاه و گذرا از آنها ياد شده است . « 2 » 5 . عرب‌ها چون با دانش و كتاب سروكارى نداشتند و در بدوات و بىسوادى به سر مىبردند ، و از سويى مىخواستند دربارهء جهان ، چگونگى آفرينش ، رازهاى هستى و . . . چيزهايى بدانند - چيزهايى كه انسان به گونه‌اى فطرى شيفتهء دانستن آنهاست - ناگزير به سراغ اهل كتاب مىرفتند و در اين موضوعات از آنها پرس‌وجو مىكردند « 3 » ، زيرا آنان به گفتهء ابن اسحاق ، اهل دانش و كتاب بودند « 4 » و كتاب آنها تورات و سپس تلمود ، به ويژه دربارهء داستان پيامبران و رويدادهايى كه در قرآن كوتاه و گذرا به آنها اشاره‌اى شده بود ، گزارش‌هاى گسترده و مشروحى به دست مىداد ، البته گزارش‌هايى كه بيشتر عواطف عوام نادان را شيفته و خرسند مىساخت تا انديشهء عالمان دانا را . 6 . عرب‌ها زبان عبرى - يعنى زبان تورات - را نمىدانستند ، و به گزارش ابوهريره ، عالمان يهودى ، تورات را به عبرى مىخواندند و به عربى براى مسلمانان گزارش مىكردند « 5 » ، از اين‌رو مسلمانان راهى نداشتند تا راست يا دروغ بودن گزارش‌هاى يهوديان را آشكار كنند . افزون بر اين كه هوش و حيلهء آنان را نيز نداشتند ، از اين‌رو بازار دروغ‌سازى ميان آنان - كه عالمان پيشين ( اهل العلم الأول ) نام گرفته بودند - ، سخت گرم شد و برخى از مفسران ، از روى آسان‌گيرى و ساده‌انديشى ، نوشتارهاى تفسيرى خويش را از اين گزارش‌ها - كه پاره‌اى از آنها از تورات بود و پاره‌اى ديگر بر ساختهء احبار يهود - انباشتند . از اينجاست كه « [ ابراهيم ] نظّام » ما را از برخى مفسران پرهيز داده است ، زيرا آنان به ويژه كسانى چون عكرمه ، كلبى ، سدى ، ضحاك ، مقاتل و ابوبكر اصم ، در گزارش‌هاى خويش به سند و روايت پاىبند نبوده‌اند و از گزارش‌هاى بىپايه ، به ويژه شگفت ، پروايى نداشته‌اند ، زيرا هر چه گزارش شگفت‌تر باشد ، براى مردم پذيرفتنىتر و دوست‌داشتنىتر است . « 6 »
هامش
( 1 ) . ذهبى ، محمد حسين ، همان ، 26 . ( 2 ) . احمد امين ، فجرالاسلام ، 205 . ( 3 ) . مقدمهء ابن خلدون ، 439 - 440 ، نيز : تفسير طبرى ، 6 / 9 ، 10 ، 17 / 10 ، 27 / 31 ؛ تفسير ابن كثير ، 3 / 102 . ( 4 ) . ياقوت ، معجم الادباء ، 18 / 8 . ( 5 ) . صحيح بخارى ، 2 / 285 . ( 6 ) . جاحظ ، الحيوان ، 1 / 343 - 346 .