دسترس درك و دريافت ياران پيامبر ( ص ) نبود و آنها همهء نكتههاى پنهان و آشكار آن را نمىتوانستند دريابند ، زيرا به گفتهء « ابن قتيبه » « 1 » آنان همه در شناخت غريب و متشابه در قرآن برابر نبودند و دريافتهايى ناهمگون داشتند . از اينرو سخن « ابن خلدون » كه گفته « 2 » : « قرآن به زبان عربى و شيوههاى بيانى - بلاغى اين زبان فرود آمده و از اينرو همهء عربها آن را مىفهميدند و معانى واژهها و تركيبهاى آن را درمىيافتند » . درست نيست ؛ زيرا پىآمد عربى بودن زبان قرآن ، اين نيست كه همهء عربها معانى همهء واژهها و تركيبهاى آن را بفهمند ، و بىگمان ، ميزان درك و دريافت و رشد عقلى آنان ، شناخت و دريافت آنان را از قرآن متفاوت ساخته بود ، حتى مىتوان گفت معانى همهء واژههاى قرآن نيز براى همهء آنان آشكار نبود .
همانگونه كه هيچكس ادعا نمىكند كه هر فردى در هر مليّتى ، تمام الفاظ زبان آن ملت را مىداند . « 3 » روشنترين گواه بر اينكه همگان ، همهء قرآن را نمىفهميدند ، گزارشهايى از اين دست است : به گزارش انس بن مالك ، مردى از عمر پرسيد كه واژهء « اب » در آيهء « و فاكهة و ابّا » « 4 » چيست ؟ و عمر [ كه معنى آن را نمىدانست ] گفت : ما را از موى شكافى سختگيرانه در قرآن ، بازداشتهاند ؛ نيز به گزارش ديگرى ، روزى عمر بر منبر سخن مىگفت ، چون به اين آيه رسيد « أويأخذهم على تخوّف » « 5 » ، معنى « تخوّف » را از مردم پرسيد ، مردى از قبيلهء هذيل پاسخ داد كه ما تخوّف را به معنى « تنقصّ » به كار مىبريم . « 6 »
از ابن عباس ( 3 ق . ه . - 68 ه . ) نيز گزارش شده كه گفت : من معنى « فاطر السّماوات و الارض » را نمىدانستم ، تا آنگاه كه دو اعرابى كه بر سر چاهى نزاع داشتند ، براى داورى نزد من آمدند ، و يكى از آنها گفت : « انا فطرتها » يعنى كندن چاه را من آغاز كردم « 7 » ، [ و من از سخن او دريافتم كه فاطر يعنى آن كه كارى را آغاز كرده است ] « 8 » ، نيز از او گزارش شده كه من معنى « ربّنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق » « 9 » را نمىدانستم ، تا آنگاه كه از زنى اعرابى ( دختر ذىيزن )
هامش
( 1 ) . ابن قتيبه ، رسالة فى المسائل و الاجوبة ، 8 .
( 2 ) . ابن خلدون ، المقدمة ، 366 .
( 3 ) . احمد امين ، فجرالاسلام ، 196 .
( 4 ) . سورهء عبس ، آيهء 31 .
( 5 ) . سورهء نحل ، آيهء 47 .
( 6 ) . المرافقات ، 2 / 57 - 58 ؛ فجرالاسلام ، 196 .
( 7 ) . مصادر الشعر الجاهلى و قيمتها التاريخية ؛ تفسير طبرى ، 14 / 77 .
( 8 ) . تفسير قرطبى ، 1 / 44 ؛ محمد حسين ذهبى ، التفسير و المفسرون ، 1 / 35 ؛ امين مدنى ، التاريخ العربى و مصادره ، 47 - 48 .
( 9 ) . سورهء اعراف ، آيهء 89 .