در اين شيوه ، مسلمانان چون مىخواستند اخبار و احاديثى را كه از زبان راويان گرفتهاند ، بنويسند ، شخصيّت اعتقادى - اخلاقى راوى را هرگز از نظر دور نمىداشتند ، زيرا از ديدگاه درست آنان ، دانش و رفتار انسان دو چيز جداگانه نيست ، بلكه هر يك از آن دو بر ديگرى اثر مىگذارد ، دانشش در رفتارش و رفتارش در دانشش . از اينرو براى پذيرفتن يا نپذيرفتن سخن كسى ناگزير بايد با دقّت و باريكبينى ، شخصيت او را ارزيابى كرد و باورها و رفتارهاى او را بررسى و بازبينى نمود . از پى چنين بررسىها و ارزيابىها است كه مىتوان با آگاهى و اعتماد ، سخن او را پذيرفت يا نپذيرفت . و اين چيزى است كه ويژهء مسلمانان است و هيچ فرهنگ ديگرى بر چنين پايهء استوار ، سنجيده و روشمندى بنياد نگرفته است . « 1 »
بدون ترديد كتابهاى حديث « 2 » و نيز كتابهايى كه در شرح و گزارش آنها نوشته شدهاند ، گرچه بيشتر فقهىاند تا تاريخى « 3 » ، با اين همه بايد آنها را از منابع سرشار از موضوعات تاريخى ، به ويژه تاريخ عرب جاهلى پيش از اسلام ، به شمار آورد ، و شگفت اين كه تاريخنگاران آن دوره ، از اين سرچشمهء جوشان ، به ويژه در مورد تاريخ عرب حجاز ، تا حد زيادى غفلت كردهاند ، و از اينرو ، يكى از مهمترين منابع تاريخ كهن عربى را از دست دادهاند .
هامش
208 ؛ رسالة التوحيد ، 7 - 8 ؛ تاريخ بغداد ، 5 / 308 ، 13 / 335 ؛ مجلة المنار ، 27 / 747 - 754 ؛ ابن حجر ، لسان الميزان ، 1 / 13 ، 5 / 7 ؛ ابن حجر ، فتح البارى ، 1 / 161 ؛ ذهبى ، ميزان الاعتدال ، 3 / 338 - 430 ؛ ابن جوزى ، الموضوعات ، 1 / 42 . و براى ديدن نمونههايى از حديثهاى ساختگى بنگريد به :
الحديث و المحدثون ؛ تنزيه الشريعهء ابن عراق ؛ الاصابة فى تميز الصحابة ؛ الفوائد الموضوعة فى الاحاديث الموضوعة ؛ الاستيعاب فى معرفة الاصحاب .
( 1 ) . عبدالصبور شاهين ، تاريخ القرآن ، 82 - 83 .
( 2 ) . معروفترين كتابهاى حديث [ البته كتابهاى سنّيان ] اينهاست : موّطا مالك ؛ مسند احمد حنبل ؛ سنن دارمى ( د 255 ه . ) ؛ صحيح بخارى ( 194 - 256 ه - . ) ؛ صحيح مسلم ( 204 - 268 ه - . ) ؛ سنن ابى داوود ( 202 - 275 ه - . ) ؛ سنن ترمذى ( 209 - 279 ه - . ) ؛ سنن سنايى ( 215 - 303 ه - . ) و سنن ابن ماجه ( 209 - 273 يا 275 ه . ) .
( 3 ) .R . Blachere , Le Probleme de Mahomet , Paris ,1952 ،p. 7 .