تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
احاديث به شيوهء زنجيره حافظان ، يا آنچه كه « سند » يا « اسناد » نام گرفته ، نقل و روايت مىشد ، تا آن كه پايان زنجيرهء راويان به پيامبر ( ص ) يا يكى از صحابه يا يكى از تابعين و يا تابعان تابعان پيوندد . « 1 » افزون بر اين ، با دقت و درايت ، راويان را از ديدگاه ميزان اعتبارى كه مىتوان به سخن آنها داد ، ارزيابى مىكردند ، در نتيجه كسانى را مىپذيرفتند ( تعديل ) و كسانى را نمىپذيرفتند ( جرح ) و آنان را در پايه‌هاى گوناگونى از وثاقت و اعتبار درجه‌بندى مىكردند . « 2 » - البته به گزارش مسلم در ديباچهء كتاب صحيح ، مسلمانان دربارهء سند احاديث ، پرس‌وجو نمىكردند ، اما وقتى فتنه‌اى پيش مىآمد ، مىگفتند : « راويان حديث را نام ببريد » . « 3 » - و چنين بود كه در فرهنگ اسلامى ، دانشى ويژه و فنّى جداگانه پديد آمد به نام « جرح و تعديل » . « 4 » كه بىترديد يكى از مهم‌ترين زمينه‌هاى پديد آمدن اين دانش ، پيدايى دروغ‌گويان و هوسبازانى بود كه با انگيزه‌ها و گرايش‌هاى گوناگون دست به حديث‌سازى ( « وضع » ) زدند . « 5 »
هامش
( 1 ) . مقدمهء ابن خلدون ، 452 ؛ حاجى خليفه ، كشف الظنون ، 1 / 424 ؛ مباحث فى تدوين السنة ، 88 - 103 ؛ حاكم نيشابورى ، معرفة علوم الحديث ، 5 - 12 ؛ نيز :EI , vol . 2 , p .201 . ( 2 ) . عبد الستار حلوجى ، مقدمة لدراسة المراجع ، 62 . نيز ، حاكم نيشابورى ، همان ، 14 - 27 . ( 3 ) . احمد امين ، فجرالاسلام ، 216 ؛ محمود ابوريه ، همان ، 72 - 73 ؛ مباحث فى تدوين السنة ، 89 - 92 ؛ نيز بنگريد به : صحيح مسلم و سنن ترمذى . ( 4 ) . در اين باره بنگريد به : فجر الاسلام ، 216 - 218 ؛ اضواء على السنة المحمديّة ، 331 - 341 ؛ محمد صباغ ، الحديث النبوى ، 143 - 146 ؛ محب الدين خطيب ، دفاع عن الحديث النبوى ، 90 - 96 ؛ مباحث فى تدوين السنة المطهرة ، 123 - 160 ؛ حاكم نيشابورى ، معرفة علوم الحديث ، 52 - 58 . ( 5 ) . حديث‌سازى يعنى نسبت دادن بر ساخته‌هاى خود به پيامبر ( ص ) در پايانه‌هاى روزگار عثمان و فتنه‌اى كه قتل او را از پى داشت ، آغاز شد و با انگيزه‌هاى گوناگونى روز به روز رو به گسترش نهاد . بزرگترين اين انگيزه‌ها اين‌هاست : 1 - درگيرىها و اختلاف‌نظرهاى سياسى ؛ 2 - تأثير اصول و فروع مذهبى خاص ؛ 3 - مسلمان‌نمايى منافقانه و غرض‌ورزانهء زندقيان و بىدينانى كه به اين شيوه مىخواستند ، ميان مسلمانان پراكندگى افكنند و دين را آسيب زنند ؛ 3 - روىكرد افراطى كسانى به زهد و عبادت و از حفظ حديث غافل ماندن ؛ 5 - گرايش‌هاى تعصّب‌آميز قبيله‌اى ، نژادى و . . . ؛ 6 - نزديكى به مراكز قدرت و تقرّب نزد شاهان و اميران ؛ 7 - راضىسازى و سرگرم‌سازى مردم و خود را نزد آنان جا زدن ؛ 8 - گرم‌سازى مجلس سخنرانى از سوى آنان كه جز به گرياندن مردم و گرم ساختن مجلس خود نمىانديشند ؛ 9 - شيفتگى كسانى به اينكه حديث‌هاى شگفت و كميابى گزارش كنند ؛ 10 - برسازى براى بهره‌گيرى در طرح فتاوى ؛ 11 - گونه‌اى خوراك يا پوشاك را رواج دادن ؛ 12 - بىدقتى ، فراموشى و بيمارى راوى به ويژه در پيرى ؛ 13 - تبليغ برخى از كارهاى به خيال خود پسنديده ، از سوى دين‌ناشناسان و . . . در اين باره بنگريد به : سيوطى ، اللآلى المصنوعة فى الاحاديث الموضوعة ، 2 / 232 - 346 ؛ الباعث الحثيث ، 82 ، 86 ، 93 ، 94 ؛ ابن تيميه ، اقتضاء الصراط المستقيم ،
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 81 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو