مسلمانان را از نوشتن حديث باز داشته است ، مانند اين گزارش صحيح مسلم از ابى سعيد خدرى از پيامبر ( ص ) : « از سخنان من چيزى ننويسيد ، و هر كس جز قرآن چيزى از سخنان مرا نوشته است ، آن را از ميان ببرد ، اما نقل و گزارش سخنان من اشكالى ندارد ، و كسى كه به عمد گزارش دروغى را بر من ببندد ، جايگاهش آتش است » . « 1 »
با اين همه ، نشانههايى داريم مبنى بر اين كه در روزگار پيامبر ( ص ) حديثنامههايى ( مصاحف ) نوشته شده است ، مانند آنچه پيامبر هنگام مصالحه ، با نجرانيان نوشت ، يا آنچه براى قبيلهء ثقيف ، مردم « دومة الجندل » و مردم « هجر » نوشت ؛ « 2 » افزون بر نامههايى كه براى پادشاهان و فرمانروايان فرستاده بوده نيز مانند پيمان نوشتهاى كه هنگام ورود به مدينه نوشت و در آن ، حقوق مسلمانان ، مشركان و يهوديان را [ به تفكيك ] بيان كرد . « 3 »
از عبدالله بن عمروعاص گزارش شده كه هر چه از پيامبر ( ص ) مىشنيده ، مىنوشته است . « 4 »
چنين چيزى دربارهء ابوهريره نيز گزارش شده ، و از آنجا كه ابوهريره نوشتن نمىدانسته است ، كسانى همين گزارش را دليلى گرفتهاند بر اين كه او بعدها نوشتن را آموخته بوده است . « 5 »
گزارشهايى نيز گوياى اين است كه عبد الله بن مسعود و سعد بن عبادة نيز سخنان پيامبر را مىنوشتهاند « 6 » ، علاوه بر خطبهء پيامبر ( ص ) كه براى ابوشاه يمنى « 7 » نوشته شد ، و نيز نامههايى كه وى براى كارگزارانش نوشت و در آنها مقدار زكات شتر و گوسفند را تعيين نمود . و سرانجام ، امام على ( ع ) كتابى داشته از سخنان پيامبر ( ص ) بيانگر احكام ديه و . . . ، همانگونه كه ابو رافع
هامش
- دليلهاى نوشته نشدن حديث در زمان پيامبر ( ص ) را بايد در پژوهشهاى شيعى نيز خواند و سنجيد ( مترجم ) .
( 1 ) . ابن كثير ، 1 / 6 ؛ صحيح مسلم ، 4 / 298 ؛ تفسير قرطبى ، 1 / 80 ؛ فتاوى ابن تيميه ، 13 / 366 . بسنجيد با : اين قتيبه ، تأويل مختلف الحديث ، 49 ؛ مشكل الآثار طحاوى ، 1 / 171 ؛ الطبقات ابن سعد 2 / 74 - 75 ؛ بحوث فى تاريخ السنة 142 ؛ ابوريّه ، اضواء على السنة المحمدية ، 59 - 65 .
( 2 ) . بنگريد به : الاموال ابى عبد الله ، 272 ، 276 ، 282 ، 287 .
( 3 ) . نهاية الادب ، 18 / 159 - 169 .
( 4 ) . صحيح بخارى ، 1 / 34 ؛ ابن عبدالبر ، جامع بيان العلم و فضله ، 1 / 70 - 71 ؛ الطبقات ابن سعد ، 7 / 189 ؛ ابن اثير ، اسدالغابة ، 3 / 233 - 234 .
( 5 ) . دفاع عن الحديث ، 16 ؛ ابن حجر ، فتح البارى ، 2 / 167 ؛ ابن عبدالبر ، جامع بيان العلم ، 1 / 70 .
( 6 ) . ابن عبدالبر ، 1 / 72 ؛ مسند احمد ، 5 / 285 . بسنجيد با : مقدمهء ابن صلاح ، 170 ؛ الباعث الحثيث ، 148 ؛ دفاع عن الحديث ، 15 .
( 7 ) . صحيح بخارى ، 3 / 110 .