تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
حديث يعنى گفتار ( قول ) يا رفتار ( فعل ) يا پذيرفتار ( تقرير ) « 1 » ى كه از پيامبر ( ص ) [ و ديگر معصومان ( ع ) ] « 2 » به ما رسيده باشد . « 3 » حديث به اين معنى ، در دين و دين‌پژوهى ، پس از قرآن كريم ، بالاترين پايگاه را دارد . پايگاه بلند حديث و همسويى آن با قرآن كريم آشكارا در اين سخن پيامبر ( ص ) آمده است : « دو چيز در ميان شما نهادم كه اگر به آنها چنگ زنيد ، پس از من هرگز به گمراهى نمىافتيد : كتاب خدا و سنّت خودم » . « 4 » بر همين پايه است كه بسيارى از آيات قرآن سربسته ( مجمل ) يا مرزبندى نشده ( مطلق ) يا فراگير ( عام ) اند ، و اين حديث پيامبر ( ص ) است كه سربسته‌ها را باز مىگشايد ، بىمرزها را مرزبندى مىكند و عموميت‌ها را تخصيص مىزند . « 5 » از قرآن بشنويم : « قرآن را به تو فروفرستاديم تا آنچه را براى مردم فرستاده شده ، براى آنها روشن سازى » « 6 » ؛ « خداوند بر مؤمنان منت نهاد كه در ميان آنان و از خودشان
هامش
( 1 ) . « تقرير » كه آن را به « پذيرفتار » برگردانده‌ايم ، يعنى اين كه كسى در حضور معصوم ( ع ) كارى كند يا سخنى بگويد و معصوم بر كار يا سخن او اعتراض و انكارى نكند و بدين‌گونه روايى كار يا سخن او را گواهى كند و بپذيرد ( مترجم ) . ( 2 ) . افزودن ديگر معصومان باور شيعيان است ، كه قول و فعل و تقرير امام را مانند قول و فعل و تقرير پيامبر ( ص ) مىشمارند ( مترجم ) . ( 3 ) . براى ديدن ديگر تعريف‌هاى حديث ، بنگريد به : مصطفى سباعى ، السنّة و مكانتها فى التشريع ، 59 - 60 . ( 4 ) . اين حديث كه در كتاب‌هاى سنى ( از جمله صحاح سته ) به همين شكل آمده ، در گزارش‌هاى شيعىاش بيشتر به جاى « سنّت » ، « عترت » دارد ( مترجم ) . ( 5 ) . فناوى ابن تيميه ، 15 / 443 ، 13 / 29 ، 17 / 431 - 432 . ( 6 ) سورهء نحل ، آيهء 44 .