تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
خشكى بر قبيله‌هاى تهامه چيره مىشوند و آنها را تا دريا دنبال مىكنند و زيان‌هاى فراوان و شكننده‌اى بدانها مىرسانند . دور نيست كه اين شكست‌خوردگان فرارى ، حبشيانى باشند كه بر كناره‌هاى تهامه دست داشته‌اند ؛ دريايى هم كه بدان گريخته‌اند گويا درياى سرخ باشد . « 1 » در اين پيكارها قبيلهء « سردد » هم « شمر يهرعش » را يارى كرده‌اند . نيز چنين مىنمايد كه اين پيكارها زمينه‌اى شد تا اكسوميان ديگر بار در كار عرب‌هاى جنوبى دست و دخالت يابند . « 2 » به هر رو ، روند كوشش‌هاى حبشيان براى دست‌يابى به يمن ، گاه با پيروزى و گاه با شكست ، هم‌چنان پيش مىرفت و در همين راه و راستا بود كه بسته به شرايط و اوضاع و احوال هر دو سوى ، بر بخش‌هاى كوچك يا بزرگى از آنجا دست يافتند ، زيرا در سنگ‌نوشته‌هايى بازمانده از شاهان اكسوم ، نام « يمن » نيز در ميان لقب‌هاى شاهانهء آنان ديده مىشود ، براى نمونه لقب شاهانهء « عيزانا » « پادشاه اكسوم و حمير و زيدان و سبا و سلحين » بوده است ، و پادشاهى كه پيش از « عيزانا » مىزيسته ، در سنگ‌نوشته‌اى بازمانده از او « پادشاه اكسوميان و حميريان » خوانده شده است . « 3 » و در سال 515 ميلادى است كه « ذونواس » بر تخت يمن مىنشيند . نام كامل او « زرحه ذونواس بن تبان اسعداب كرب » است ، و پس از آنكه به دين يهودى درمىآيد ، يوسف نام مىگيرد . برخى از اخباريان گفته‌اند : او را از اين روى ذونواس مىگفتند كه از دو سوى سر او دو دسته گيسوى افشان و لرزان بر شانه‌هايش فرو هشته بود « 4 » ( نواس به معنى گيسوى فروهشته و يا هر چيز آويز و لرزان است ) . بارى ، او پادشاهى است كه در روزگار او حبشيان بر يمن دست يافتند و پنجاه سال در آنجا ماندند و - چنان كه ديديم - اين نخستين بارى نبود كه حبشيان بر يمن دست مىانداختند . گرچه در اين بار يك چيز تازگى داشت و آن ، دست‌اندازى بر يمن به انگيزهء پشتيبانى از مسيحيت و مسيحيان بود . « 5 » به گفتهء گروهى از پژوهشگران ، نشت و نفوذ دين مسيحى در ميان يمنيان به سدهء چهارم ميلادى باز مىگردد ، آن‌گاه كه « تيوفيلس » كم و
هامش
( 1 ) .H . Von Wissmann and M . Hofner , op - cit , p .119 ؛A . Jamme , op - cit , p .369 . ( 2 ) . عبدالمجيد ، عابدين ، همان ، 32 - 33 . ( 3 ) .Le Museon ,1964 ، 3 - 4 ،p .448 . ( 4 ) . عبدالمجيد عابدين ، همان ، 34 . ( 5 ) . ابن اثير ، 1 / 425 ؛ مروج الذهب ، 2 / 53 ؛ تاريخ يعقوبى ، 1 / 199 ؛ ابن قتيبه ، المعارف ، 311 ؛ ابن هشام ، التيجان ، 300 ؛ تفسير قرطبى ، 19 / 293 ؛ كتاب المحير ، 368 .