گفت ، دور نيست كه نام آن كوه و آن قبيله با همان عربهايى كه به افريقا كوچ كردند ، در پيوند باشد ، يعنى آنان پس از كوچ ، نام آن كوه يا قبيله را بر زيستگاه تازهء خويش نهادند و از آن نامها بود كه نام « حبشه » برآمد و فرنگيان نيز لفظ «
Abyssinia
» را از همين واژه گرفتند . « 1 »
داستان « جعز » ىها كه همان «
Gesani
» هستند نيز كم و بيش همينگونه است . « پلينى » زيستگاه آنان را در نزديكىهاى عدن گفته است و پژوهشگران ، آنان را از عربهاى جنوبى شمردهاند كه به حبشه كوچ كرده و در آنجا دولت و مملكتى بر پا كردند و به زودى زبان آنان در ميان ساميان اتيوپى گسترش يافت و از اين جاست كه زبان حبشيان را زبان جعزى خواندهاند . « 2 » چيرگى اين زبان در حبشه تا آنجا رسيد كه در سدهء چهارم ميلادى كه خواستند انجيل را در حبشه از يونانى ترجمه كنند ، به اين زبان بازگرداندند . نيز اين زبان همچنان زبان نوشتارى و گفتارى مردم حبشه ماند تا سدهء سيزدهم كه جاى آن را زبان « امهرى » گرفت . « 3 »
از سوى ديگر كسانى ، تماما بر خلاف آنچه تاكنون گفته آمد ، بر ايناند كه ساميان در روزگاران ديرين پيش از تاريخ ، از راه تنگهء باب المندب از افريقا به شبه جزيرهء عربستان آمدهاند . « 4 » اينان دربارهء نظر معروف پيش گفته - يعنى كوچ عربها از سرزمينهاى خود به افريقا و نه از افريقا به آنجاها - شك و ترديدها برانگيختهاند و آن را سخنى بىپشتوانه و دليل شمردهاند . در تفسير اينها همه ، مىتوان چنين پنداشت كه عربهاى جنوبى در ملّتى سامى كه از پيش در اتيوپى مىزيستهاند تأثيرها نهادهاند . و گرچه اين انگاره را به آسانى نمىتوان ناروا شمرد ، اين نيز آسان نيست كه بيابيم آن ملت سامى از كجا مىتواند آمده باشد . « 5 » گذشته از اين ، دليلهاى بسيارى است بر اينكه عربها ، همان ساميانى هستند كه اين پژوهشگران از آنها سخن مىگويند ، نيز بر اين كه بخشهاى جنوبى شبه جزيره در طول دورههاى تاريخى ، از راه كوچ و هجرت ، سرچشمه و خاستگاه همين ساميان بوده است . كوچهايى كه بار ديگر در ميانهء هزارهء نخست پيش از ميلاد و نيمهء نخست سدهء نخست پس از ميلاد ، دوباره رو به فزونى نهاد
هامش
( 1 ) . موسكاتى ، همان ، 214 ؛ حسن ظاظا ، همان ، 195 ؛ جواد على ، 3 / 439 ؛ نيز :C . Rossini , Expedition et possessions des Habasat en Arabie , p . 5 .( 2 ) . موسكاتى ، همانجا ؛ حسن ظاظا ، همان ، 195 ؛ نيز :Die Araber , I . pp .114 ، 274 .
( 3 ) . ابراهيم طرفان ، محاضرات فى تاريخ الحبشة ؛ عبدالمجيد عابدين ، همان ، 9 .
( 4 ) .H . Fleisch , Introduction a l'etude des langues semitiques , Paris، 1947 ،p. 25 .
( 5 ) . موسكاتى ، همان ، 214 .