در اينجا گفتنى است كه قرآن كريم نه كسى را كه گودال آدمسوزى را كنده بود ، نام برده ، نه جايگاه آن را ياد كرده و نه شمار و آمارى از كشتگان به دست داده است ، و از اينرو ، دربارهء همهء اينها ناهمرايىها و چندگانهگويىهايى در ميان پژوهشگران ، مفسّران و مورخان پيش آمده است . كسانى آن را در نجران و در ميانهء روزگار مسيح ( ع ) و محمد ( ص ) دانستهاند و كسانى ديگر در يمن - بىآنكه جاى ويژهاى از آن را نام ببرند - و چهل سال پيش از بعثت پيامبر ( ص ) . كسانى نيز هستند كه از چند كورهء آدمسوزى ( اخدود ) سخن گفتهاند : يكى در يمن به روزگار « تبّع » ، و دوم در قسطنطنيه ( استانبول ) به روزگار « كنستانتين » كه براى بازگرداندن مردم از دين مسيح كورهاى از آتش افروخت و ترسايانى را كه بر دين خود ماندند ، در آن سوزاند ؛ و سوم در عراق به روزگار « بختنصر » ( نبوكد نصر ، 605 - 562 پيش از ميلاد ) كه بتى ساخت و مردم را به پرستش آن خواند ، و چون دانيال ، عزريا و مشايل ، پرستش بت را نپذيرفتند ، به كيفر ، آنان را به كورهاى از آتش افكند ، و خداوند به پاداش ، آتش را بر آنان سرد و سلامت ساخت و دشمنان را به كام شعلههاى آن افكند و سوزاند . « 1 »
و من نمىدانم مورّخان ، اين گزارشها را از كجا آوردهاند ، گزارشهايى كه با حقايق تاريخى در ناسازگارىاند . زيرا آنچه دربارهء آدمسوزان كنستانتين ( 306 - 337 ميلادى ) گفتهاند ، نه تنها به هيچ رو در تاريخ مسيحيت از آن ياد نشده است كه به عكس ، تاريخ آنان گواه اين است كه كنستانتين در سال 311 ميلادى ، دين ترسايى را به عنوان يكى از دينهاى حوزهء امپراتورى خويش مىپذيرد . حتى بر پايهء گزارشى ، او خود در سال 312 ميلادى به دين ترسايى درمىآيد - گرچه به گزارش ديگرى او همچنان بتپرست مىماند تا در بستر مرگ كه دين ترسايى مىگيرد - گذشته از اين ، مادر او « هيلانه » كسى است كه كليساى قيامت را در بيت المقدس ساخته است . « 2 » و اما كوره آدمسوزى عراق ، گزارشى است يك سره اسرائيلى و برساخته و در تاريخ بابل - نيز در تاريخ خود يهوديان - از آن ياد نشده است . گرچه در تورات داستانى از آدمسوزى بختنصر آمده است . اما كسانى كه در اين داستان به آتش افكنده
هامش
( 1 ) . ابن كثير ، البداية و النهاية ، 2 / 131 - 132 ؛ تفسير قرطبى ، 19 / 290 .
( 2 ) . عمر كمال توفيق ، تاريخ الامبراطورية البيزنطية ، اسكندريه ، 1967 ، ص 29 ؛ نيز بنگريد به : ادوارد گيبون ، اضمحلال الامبراطورية الرومانية و سقوطها ، ترجمه : محمد على ابوريده ، قاهره 1969 ، 1 / 563 ؛ فيليپ حتّى ، تاريخ سورية و لبنان و فلسطين ، 1 / 387 - 388 ؛ بسنجيد با :Sozomenus , Historia Eccelesiastica , I , Ch 4 ; Eusebius , Book . X . , Ch , S .