تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
يكم : ناسازى و هم‌ستيزى اين گزارش‌ها دربارهء آنچه انگيزهء اين آدم‌سوزى جان‌خراش در نجران بوده است ، كه گروهى اين انگيزه را مسيحى شدن نجرانيان گفته‌اند و گروهى ديگر يارى و فريادرسى مردى يهودى شمرده‌اند كه ترسايان پسرانش را كشته بودند . پاره‌اى نيز داستان را از فضاى يهودى و مسيحى به فضايى مجوسى كشانده‌اند و انگيزهء آن را اين پنداشته‌اند كه پادشاهى مجوسى مىخواسته مردم را وادارد تا خواهران و دختران خويش را به همسرى و هم‌بسترى گيرند . كسانى نيز داستان را به حبشه برده‌اند و انگيزه را دشمنى با كسانى دانسته‌اند كه به پيامبرى كه در آنجا انگيخته شده بود ، گرويده بودند . دوم : ناسازى و ناهمرايى اين گزارش‌ها دربارهء جايگاه اخدود ( گودال آتش ) كه آيا در يمن بوده است يا شام يا ايران يا حبشه ؟ حتى گروه پنجمى اين آدم‌سوزىها را [ در حيره و يمامه ] و كار « عمرو بن هند » « 1 » - كه « محرق » ( آتش‌افروز ) نام داشته - و ياران او دانسته‌اند ، كه صد نفر از تميميان را سوزانده بودند . « 2 » سوم : ناسازى گزارش‌ها دربارهء چگونگى مرگ ذونواس ، كه يك گزارش معروف مرگ او را به دست حبشيان مىداند و گزارش ديگرى خودكشى در دريا . گزارش سومى نيز مىگويد : در همان حال كه او ترسايان را به آتش مىافكند ، ناگاه آتش زبانه‌ها كشيد ، چنان بلند كه چهل گز از شاه و يارانش فراتر رفت و همه را سوزاند . « 3 » چهارم : حيله و حقّهء ساده و بچگانه‌اى كه ذونواس براى شكست حبشيان به كار برد . اين حيله كه چندين شتر بار كليد پيش‌كش ارياط كرد و گفت اينها كليدهاى گنجينه‌هاى يمن است و مردان خويش را سپرد تا « گاوهاى سياه » يعنى فرستادگان ارياط را كشتند ! فرمانده‌اى چون ارياط چگونه با اين حيلهء ساده گول خورد ، و از اين گذشته ، آيا خزانه‌هاى يمن نياز به چندين شتر بار كليد داشت ؟
هامش
( 1 ) . « عمرو » پسر « منذر » است و در سال‌هاى 554 - 569 ميلادى فرمانرواى حيره بوده است و « هند » مادر اوست ، دختر « عمرو بن حجر آكل المرار » ، برادر امرؤالقيس ، شاعر نامدار عرب . عمرو بن هند را « مفرّط الحجاره » مىگفتند كه كنايه‌اى است از شدّت و حدت و سختى و استوارى . نيز او را « محرق » مىگفتند از اين‌روى كه تميميان را يا خرمابنان يمامه را سوزانده بود . او چنان ستمگر ، سخت‌گير و سنگ‌دل بود كه هرگز نمىخنديد و از اين‌روى عرب‌ها بسيار از او مىترسيدند . ( حمزهء اصفهانى ، تاريخ سنى ملوك الارض و الانبياء ، 72 ؛ ابن قتيبه ، المعارف ، 283 ؛ مقدسى ، البدء و التاريخ ، 3 / 203 ) . ( 2 ) . تفسير قرطبى ، 19 / 290 ؛ تفسير طبرى ، 30 / 131 - 133 ؛ تفسير آلوسى ، 30 / 88 - 90 . ( 3 ) . تفسير قرطبى ، 19 / 289 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 297 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو