برانگيخت ، مردم بسيارى به او گرويدند ، دشمنان گودالهايى را از آتش انباشتند و هر كه را از پيروى آن پيامبر سر باز نزد ، بدانها افكندند . « 1 »
بارى ، اين گزارشها هرگونه باشند و هر كدام درست باشند ، گفتهاند : يكى از ترسايان نجران با نام « دوس ذو ثعلبان » توانست از چنگ ذونواس بگريزد و با اسب بيابانها را درنوردد ، به روم رود و دادخواهى نزد سزار « يوستين » ( 518 - 527 ميلادى ) برد و آنچه را پيش آمده بود ، براى او بازگويد و از او يارى بخواهد ، امپراتور روم به او گفت : سرزمين شما از ما بسيار دور است و ما نمىتوانيم بدان جا لشكر كشيم . اما نامهاى به نجاشى پادشاه حبشه ، كه بر دين شما و نزديك شماست ، مىنويسم تا داد شما را بخواهد . سزار نامهاى به نجاشى نوشت و او را به يارى دوس برانگيخت . نجاشى نيز به خواستهء سزار سپاهى هفتاد هزار نقره به فرماندهى « ارياط » ، كه « ابرههء اشرم » نيز در ميان آنان بود ، با دوس همراه ساخت و فرمان داد چون بر يمن چيره شود ، يك سوم از مردان آنان را بكشد يك سوم از سرزمينشان را ويران كند و يك سوم از زنان و بچههاشان را به اسيرى گيرد . سپاه حبشه راهى مىشود و در كنارههاى يمن اردو مىزند . ذونواس نيز حميريان و ديگر قبيلههاى فرمان بر يمن را گرد مىكند و با حبشيان به پيكار برمىخيزد . حبشيان به زودى پيروز مىشوند و يمنيان شكستخورده مىگريزند . ذونواس كه چنين مىبيند ، بر اسب به سوى دريا مىتازد ، خود را به كام امواج مىسپارد و غرق مىشود . ارياط با سپاه خويش يمن را زير پا مىگذارد ، يك سوم از مردانش را مىكشد ، يك سوم آن را ويران مىسازد و يك سوم از زنان و كودكان را به اسيرى نزد نجاشى مىفرستد و خود در آنجا مىماند و مردمش را به خوارى مىگيرد . « 2 »
در اين باره گزارش ديگرى با پارهاى دوگانگىها و دگرگونىها نيز هست . در اين گزارش دوم آنكه مىگريزد « جبار بن فيض » نام دارد و براى دادخواهى ، يك سره به حبشه نزد نجاشى مىرود و انجيل نيمسوختهاى را نيز با خود مىبرد . نجاشى به او مىگويد من مردان جنگى بسيارى دارم ، اما كشتى ندارم كه آنان را به يمن بفرستم . به سزار نامه مىنويسم و از او مىخواهم كشتىهايى بفرستد تا مردانم را به سرزمين شما روانه كنم . نامهاى مىنويسد و همراه
هامش
( 1 ) . تفسير قرطبى ، 19 / 290 ؛ تفسير آلوسى ، 3 / 88 - 89 ؛ تفسير فخر رازى ، 30 / 118 .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، 2 / 124 - 125 ؛ ابن اثير ، 1 / 431 - 432 ؛ ابن قتيبه ، المعارف ، 277 ؛ تفسير فخر رازى ، 2 / 1549 ؛ تفسير بيضاوى ، 2 / 550 ؛ ابن كثير ، 2 / 168 - 169 ؛ قصص القرآن ، 291 - 293 ؛ ابن خلدون ، 2 / 59 - 60 ؛ تاريخ يعقوبى ، 1 / 199 - 200 ؛ بسنجيد با : مقدسى ، 3 / 182 - 183 .