تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
سرزمين « معان » در كناره‌هاى شام از آن سو كه با حجاز همسايه مىشود . « 1 » و گسترهء سرزمين مدين از خليج عقبه تا موآب و طور سينا را فراگرفته بود . « 2 » از تورات برمىآيد كه زيست‌گاه مديانىها در شرق زيست‌گاه عبرانىها جاى داشته است و چنين مىنمايد كه آنان به سرزمين‌هاى جنوبى فلسطين رفته ، و به زودى در آنجا زيست‌گاه‌هاى تازه‌اى يافته و تا روزگارى دراز در آنجاها زيسته بودند ، و از اين روست كه در گزارش‌هاى جديدتر ( متأخر ) نام آنان آمده است . بطلميوس جايى را در كرانهء درياى سرخ با نام « موديانا »
Modiana
ياد كرده كه پژوهشگران آن را جايگاه مدين مىدانند و حد و مرزهاى آن با حد و مرزهاى مدين كه در كتاب‌هاى عربى آمده سازگارى دارد . « 3 » نيز اين سخن يوسف بن متى ، مورخ يهودى گفته است : « موسى ( ع ) به شهر
Modiana
روبه‌روى درياى سرخ گريخت » « 4 » ، نشان مىدهد كه شهر مدين در آغازه‌هاى تاريخ مسيحى به طور كلى معروف بوده است و شهر « حوراء » - شهر پيشين مردم مدين ، كه در نزديكى آبادى « بدع » جاى داشته است - تا قرن نخست پيش از ميلاد ، كه نبطىها آن را گستردند و ديواربندى كردند ، چندان معروف نبوده و گويا از همين‌روست كه نويسندگان دوره‌هاى پيشتر ، از آن ياد نكرده‌اند ، با اينكه سرزمينى را كه در آن جاى داشت ، مىشناخته‌اند . « 5 » يوسفوس نيز از شهر مديم
MadiaM
ياد كرده و آن را به نام يكى از پسران ابراهيم از همسرش « قطوره » دانسته است و جايگاه آن را در آن سوى سرزمين‌هاى عربى جنوبى «
Arabia
» در صحرايى كه عرب‌هاى كوچ‌نشين در آن مىگشته‌اند « » در شرق درياى سرخ گفته است . بدين‌گونه يوسفوس و نيز « سان‌ژروم » ، شهر مدين را در آن سوى سرزمين‌هاى عربى در جايى كه مرزهاى جنوبى آن به مرزهاى شمالى سرزمين‌هاى عرب مىپيوسته است . در
هامش
( 1 ) . ابن كثير ، 1 / 184 - 185 ؛ ياقوت ، 5 / 77 - 78 ، 135 - 154 ؛ تفسير المنار ، 8 / 524 . ( 2 ) . قاموس الكتاب المقدس ، 850 . ( 3 ) . جواد على ، 1 / 455 نيز :Ency . of Islam , 3 . p .104 ؛T . K . Cheyne , op - cit , p .3081 ؛J . Hasting , op - cit , p .616 ؛Ptolemy , Geography , vi ,7 . 27 . ( 4 ) .Josephus , Archaeologia , II ,257 ؛A . Musil , op - cit , p .278 . ( 5 ) . الويس موسيل ، شمال الحجاز ، 69 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 246 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو