تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
برخى او را پسر يكى از ياران ابراهيم دانسته‌اند . كسانى نيز او را نوهء دخترى لوط پنداشته‌اند . « 1 » اين ناهمرايىها ، نه تنها دربارهء نژاد او كه دربارهء نام او نيز هست . كسانى نام او را شعيب گفته‌اند و كسانى « يثرون » يا « يثروب » يا « يثرو » و كسانى نيز « يزون » يا « بنزون » . در اين باره از همه شگفت‌تر سخن كسانى است كه اين پيامبر عربى را يهودى پنداشته و او را « شعيب پسر يشخر پسر لاوى پسر يعقوب » گفته‌اند يا « خبرى پسر يشجر پسر لاوى پسر يعقوب » . « 2 » با اينكه « لاوى پسر يعقوب » ، پسرى با نام « يشجر » يا « يشخر » نداشته و نام پسران او ، چنان كه در تورات آمده ، از اين قرار است : « جرشون ، قهات و مرارى » . « 3 » نيز گفتنى است كه كسانى پنداشته‌اند شعيب و كسانى كه به او ايمان آورده بودند ، پس از نابودى كافران ، راه مكه پيش گرفتند و همانجا ماندند و همانجا از دنيا رفتند و در سوى غرب كعبه به خاك سپرده شدند . « 4 » اگرچه كسانى ديگر مدفن او را در نزديكىهاى « حطين » گفته‌اند ، در جايى كه ياقوت « خباره » ناميده و ديگران « خربة مدين » ( خرابه‌هاى مدين ) . « 5 » نكتهء ديگر اينكه داستان شعيب كه پيامبرى عربى است ، در نوشته‌هاى مورخان ، رنگ و رويى يهودى و اسرائيلى گرفته و آنچه در اين دگرگونى و رنگ‌آميزى بيشترين نقش را داشته است ، بىگمان يكى داستان موسى و پيوند او با كاهن مدين است كه در تورات آمده « 6 » ، و ديگر ساده‌دلى و زودباورى مورخان مسلمانى كه از روى اعتماد به يهوديان مسلمان شده ، هر راست و دروغى از آنان را - كه خود را داناى به تورات مىگفتند - مىپذيرفتند و در نوشته‌هاى خويش مىآوردند . و به اين‌گونه بود كه براى شعيب تبارنامه‌هايى ساختند كه به هيچ رو درست نيستند ، و چنان كه برخى گفته‌اند در دورهء آغازين اسلام نيز شناخته نبوده‌اند و سپس در روزگارى كه به درستى نمىدانيم چه زمانى بوده است ، برساخته شده‌اند . « 7 »

2 . زيست‌گاه مدينىها

مدينىها مردمى عرب بودند كه در شهر خويش ، مدين مىزيستند ، و مدين شهرى بود از
هامش
( 1 ) . ابن كثير ، 1 / 185 ؛ ابو الفدا ، 1 / 18 ؛ تاريخ طبرى ، 1 / 325 - 329 ؛ ابن اثير ، 1 / 157 . ( 2 ) . تفسير المنار ، 8 / 523 - 524 ؛ تفسير روح المعانى ، 8 / 175 ؛ قلقشندى ، نهاية الارب ، 416 ؛ ابن كثير ، 1 / 185 . ( 3 ) . تورات ، سفر پيدايش ، 46 : 11 . ( 4 ) . تفسير روح المعانى ، 9 / 8 ؛ ابن كثير ، 1 / 191 . ( 5 ) . ياقوت ، 3 / 299 : نيز ؛Ency . Of Islam , 4 , p .389 . ( 6 ) . تورات ، سفر خروج ، 15 - 25 . ( 7 ) . بنگريد به :J . Horovits , Koranische Untersuchungen , Berlin ,1916 ،p. 119f.
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 245 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو