و خدا گواه است ، از زمانى كه من در دههء پنجاه قرن بيستم به بخش تاريخ دانشگاه اسكندريه پيوستم ، هنگام بررسى رويدادهاى تاريخى كه در قرآن به كوتاهى با گستردگى از آنها ياد شده ، از خود مىپرسيدم چرا تاريخنگاران مسلمان - كه بسيارى از آنها به دليل تربيت دينى ، بخشهايى از قرآن را در حافظه داشتهاند و به دليل تحقيقات علمى ، بر بسيارى از مسائل و مقولات اساسى آن آگاه بودهاند - چرا در بررسى آن رويدادها به قرآن روى نياوردند تا دست كم درستى يا نادرستى گزارش قرآن دربارهء آن رويدادها برايشان آشكار شود ؟ اين پرسش را پيوسته از خود مىپرسيدم ، اما هرگز به پاسخى كه مرا خرسند سازد ، يا دست كم موضعگيرى آنها را در اين باره روشن سازد ، دست نيافتم ، و همچنان در سرگردانى بودم تا تحصيلات عالى را به پايان رساندم و در پايانههاى دههء شصت به عنوان مدرّس تاريخ كهن در دانشگاه اسكندريه برگزيده شدم ، آنگاه بود كه در بررسىهاى خود به سراغ قرآن رفتم ، كتابى كه بر هر منبع و مأخذ ديگرى برترىهاى آشكار دارد . و چنين مىپندارم كه آنچه اين زمينه را براى من فراهم ساخت ، يكى تخصص من در تاريخ قديم مصر و خاور نزديك بود و ديگر رشد و پرورش من در فضاى فرهنگى اسلامى و دينسالار در دوردستهاى سرزمين كنانه . و در زمانى كه چندان از ده سالگى دور نشده بودم ، زمينهء مناسبى براى حفظ قرآن كريم نصيبم شد . اينها در كنار پژوهشهاى اسلامىام بود كه دورههاى نخستين زندگى علمى خود را در دانشسراى معلمان بدان ويژه ساختم . و سرانجام عضويت در هيئت علمى دانشگاه اسلامى محمد بن سعود ، در گروه تاريخ ، براى من فرصتى نيكو و كارساز فراهم ساخت ، تا رويدادهاى تاريخى قرآن كريم را به پژوهش گذارم .
و اين گونه بود كه پس از استخاره و استمداد از خداوند ، عزم جزم كردم تا سلسله پژوهشهايى را با نام « در اسارت تاريخيّه من القرآن الكريم » « 1 » تنها دربارهء رويدادهاى تاريخى قرآن - و نه جز آن - در پنج بخش بنويسم ، و اميدوارم به يارى خداوند بتوانم آنها را در ساخت و صورتى نيكو بدينگونه به انجام رسانم :
هامش
( 1 ) . اين نام گوياى اين است كه اين پژوهش در هر پنج بخشش ، تنها به آن دسته از رويدادهاى دينى ، سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى و . . . در شبه جزيرهء عربستان ، عراق ، مصر و سوريه خواهد پرداخت كه در قرآن بدانها پرداخته شده است ، و به رويدادهاى تاريخى ديگرى كه در ديگر كتابها آمده ، نخواهد پرداخت ، خوشفرجامى و حسن ختام اين سلسله نيز زندگى برترين پيامبر خدا ( ص ) خواهد بود آنچنان كه در قرآن آمده است .