اين است يكى از ديدگاههاى دروغين و رويكردهاى برساخته و بىپايهء برخى از خاورپژوهان اسلامستيز ، كه پيوند عربها با ابراهيم را از برساختههاى پيامبر اسلام شمردهاند ، چيزى كه كسان ديگرى از آنان ، آن را از برساختههاى يهوديان دانستهاند ؛ گرچه نادرستى اين ديدگاه از آنچه پيش از اين آورديم ، آشكار مىشود ، با اين همه براى آشكارى بيشتر ، بر آنچه پيشتر گفتهايم ، دليلهايى مىافزاييم :
1 . قرآن كريم نه تنها هرگز از دوستى و ياورى يهوديان به اسلام و مسلمانان سخنى نگفته است ، كه آشكارا آنان را سرسختترين دشمنان اسلام شمرده است : « سرسختترين مردمان را در دشمنى با مؤمنان ، يهوديان مىيابى و مشركان ، و نزديكترين مردم را در دوستى با مؤمنان ، كسانى مىيابى كه خويش را نصرانى مىخوانند . « 1 »
2 . گزارشهاى تورات كه آشكارا اسماعيل و اسحاق را پسران يك پدر ، از دو مادر مىشمارد ، اسماعيل را از هاجر و اسحاق را از سارا . « 2 » نيز گزارش ياد شدهء سفر پيدايش گوياى اين است كه فرزندان اسماعيل ميان مصر و عراق مىزيستهاند : « و ايشان از حويله تا شوز ، كه مقابل مصر به سمت اشّور واقع است ، ساكن بودند . « 3 » » و « حويله » همان « خولان » است و خولائيان ، قبيلهاى يمنى بودهاند كه در بلندىهاى يمن در همسايگى حجاز مىزيستهاند . اين گزارشها ، چنان كه پيشتر نيز گفتهايم ، آشكارا زيستگاه اسماعيل و فرزندان او ( عربها ) را مكه و حجاز مىشمارد .
3 . اسلام نه تنها نخواسته است تا از راه يهودى شمردن ابراهيم ، براى خود ارزش و اعتبارى بسازد ، كه آشكارا يهودى بودن ابراهيم را نفى كرده است : « ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى ، كه مسلمانى يكتاپرست بود . « 4 » »
4 . اما دربارهء كعبه ، چنان كه در قرآن - و نيز تورات - آمده ، اين ابراهيم است كه پسرش
هامش
( 1 ) .« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى »( سورهء مائده ، آيهء 82 ) ، نيز بنگريد به : تفسير طبرسى ، 6 / 171 - 176 ؛ الجواهر فى تفسير القرآن الكريم ، 3 / 202 ؛ تفسير كشّاف ، 1 / 668 - 669 ؛ تفسير طبرى ، 10 / 498 - 506 ؛ تفسير نسفى ، 2 / 3 - 4 ؛ تفسير ابن كثير ، 2 / 623 ؛ فى ظلال القرآن ، 7 / 959 - 966 .
( 2 ) . سفر پيدايش ، 16 : 15 - 16 ، 21 : 21 .
( 3 ) . همان ، 25 : 18 .
( 4 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 67 ، نيز بنگريد به تفسير كشاف ، 1 / 370 - 371 ؛ تفسير طبرسى ، 3 / 109 - 111 ؛ تفسير العلى القدير ، 1 / 280 - 281 ؛ تفسير ابن كثير ، 2 / 54 - 55 ؛ فى ظلال القرآن ، 3 / 407 - 412 ؛ الدر المنثور ، 2 / 41 ؛ تفسير قرطبى ، 4 / 109 ؛ تفسير طبرى ، 6 / 493 - 496 .