گفت : من به سوى خداى خود مىروم ، او مرا راه خواهد نمود « 1 » » . قرآن در اين جا ، آشكارا و بىهيچ پوشيدگى و پردهاى ، از ايمان آوردن لوط سخن مىگويد : « پس لوط به او گرويد و گفت من به خداى خود رو مىكنم ، همانا كه او فيروز و فرزانه است » . « 2 » و چنين مىنمايد كه لوط نيز پارهاى از آزارهايى را كه بر ابراهيم روا داشتند ، ديده و كشيده باشد . از اينرو كه قرآن كريم رهايى آن دو را از شكنجههاى ستمگران ، با هم و يك جا ياد كرده است ، در اين آيه : « گفتند :
اگر مرد كاريد او را بسوزانيد و خدايتان را يارى دهيد ، گفتيم : اى آتش بر ابراهيم سرد و سلامت شو آنان مىخواستند بر ابراهيم نيرنگ زنند و ما زيانكارترينشان ساختيم ، و او و لوط را رها كرديم و به زمينى رسانديم كه آن را براى جهانيان مبارك ساختيم » . « 3 »
آشكار است كه در اين آيهها از هجرت پدر ابراهيم به همراه پسر ، به هيچ رو سخنى گفته نشده است ، و پر پيداست كه اگر پدر ابراهيم به دو گرويده بود و همراه او به هجرت رفته بود ، چون رويدادى برجسته و مهم است ، براى قدردانى از او و نيز ابراهيم ، بايد در قرآن از آن ياد مىشد ، زيرا برادرزادهء ابراهيم ، لوط ، از پدرش به دو نزديكتر نبود تا شرافت هجرت و ايمان ، تنها به دو برسد . « 4 » افزون بر اينها ، از آيات ياد شده برمىآيد كه اين هجرت به سرزمينى بوده است كه خداوند دربارهء آن گفته است : « زمينى كه در آن براى جهانيان بركت نهاديم » . « 5 » و اين سرزمين ، به هيچرو « حاران » نبوده است ، و از آنجا كه « حاران » زيستگاه ابراهيم بوده ، آشكار خواهد شد كه اين هجرت ابراهيم ، از حاران به كنعان بوده و با « اور » پيوندى نداشته است .
از آنچه گذشت مىتوان دريافت كه هجرت ابراهيم نه با انگيزههاى سياسى و اجتماعى كه با انگيزههايى دينى انجام گرفته و در پى گسترش يكتاپرستى بوده است ، به ويژه كه حاران - كه در كنارهء رود « بلخ » ، در 60 ميلى غرب تلّ « حلفا » جاى داشته - كه به هنگام هجرت ابراهيم حوالى سال 1865 ق . م . و نيز در دو سدهء نوزده و هيجده ق . م . شهرى با شكوه و پررونق بوده است ، كه بر سر راه بازرگانى و تجارتى كه از شرق و غرب بدان روىآور بود ، قرار داشت .
هامش
( 1 ) .« وَ قالَ إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي سَيَهْدِينِ »( سورهء فصلت ، آيهء 99 ) .
( 2 ) .« فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَ قالَ إِنِّي مُهاجِرٌ إِلى رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ »( سورهء عنكبوت ، آيهء 26 ) .
( 3 ) .« قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ * قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ * وَ أَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرِينَ * وَ نَجَّيْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها لِلْعالَمِينَ »( سورهء انبياء ، آيات 68 - 71 ) .
( 4 ) . محمود عماره ، اليهود فى الكتب المقدسة ، 21 - 23 .
( 5 ) . سورهء انبياء ، آيهء 71 ؛ براى تفسير آن بنگريد به : تفسير بيضاوى ، 2 / 76 - 77 ؛ تفسير جلالين ، 77 .