تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
وابسته به امرافل دانسته‌اند و يكى بودن اين دو كس را نپذيرفته‌اند . افزون بر اين ، تاريخى را كه پژوهشگران دربارهء روزگار حمورابى ياد كرده‌اند ، ميانهء سال‌هاى 1728 - 1686 ق . م . است . بنابراين ، اگر از روى جدل بپذيريم كه ابراهيم دست كم هم‌روزگار حمورابى بوده است ، بر پايهء گزارش تورات - عبرى يا سبعينى ( هفتادى ) - كه اقامت اجداد اسرائيليان در كنعان را پيش از آمدن به مصر ، 250 سال گفته ، بايد آمدن آنها به مصر ، در سال 1513 ق . م . بوده باشد كه اين تاريخ با اواخر روزگار فرعوت « تحوتمس » اول ( 1528 - 1510 ق . م . ) و بيش از نيم سده پس از بيرون كردن هيكسوسيان از مصر در سال 1575 ق . م . كه آمدن اسرائيليان به مصر را در روزگار آنان گفته‌اند ، برابر است . از اينها گذشته ، گر چه كسانى « امرافل » را با نام حمورابى نزديك پنداشته‌اند ، اما تاكنون اين مسأله از سوى پژوهشگران در بوتهء نقد و ردّ است و هنوز به درستى نمىتوان گفت اين نام ، و نيز نام ديگر دوستان او ، كه در سفر پيدايش تورات ( 14 : 1 ) آمده ، از آن چه كسانى است . « 1 » و آخرين سخن در اين باره اين است كه كسانى ابراهيم را با « دمقىاليشو » يكى دانسته‌اند ، بدين‌گونه كه نخست « ديوتى » اين نام را مركب از ريشهء « مقه » به معنى « حب » و « ايل » به معنى « خدا » و ضمير اضافه شمرده و آن را به « حبيب خدا » ترجمه كرده است . سپس « جان فيلبى » بر پايهء اين ترجمه ، « دمقىاليشو » را در ويژگىها و زمان با ابراهيم يكى پنداشته و گفته است : ابراهيم يكى از پادشاهانى است كه بر جنوب عراق ، نزديك خليج فارس ، فرمان مىرانده‌اند ، زيرا از يك سو ، گزارش‌هاى فراوانى گوياى اين است كه زيستگاه ابراهيم ، در همان‌جا در « اور » كلدانىها بوده است ؛ و از سوى ديگر ، در آثار بابلى نام « دمقىاليشو » در ميان نام پادشاهانى آمده است كه فرمانروايان ساحلى يا فرمانروايان زمين‌هاى دريايى ناميده شده‌اند ، و اينها نام‌هايى است كه بر عرب‌هاى ساكن آن سرزمين‌ها ( جنوب عراق ) گفته مىشده است « 2 » ؛ همچنين ، به گفتهء « ديلابورت » ، روزگار اين فرمانروايان بين سال‌هاى 1925 - 1761 ق . م . بوده است . « 3 » امّا اين ديدگاه ، دشوارىهايى پيش‌رو دارد كه راه را بر پذيرش آن مىبندد : نخست اينكه
هامش
( 1 ) . بنگريد به كتاب مؤلف اسرائيل ، 175 - 176 . ( 2 ) . عباس عقاد ، همان ، 64 ، 134 ؛ نيز :J . B . Philby , The Background of Islam , Alexandria ,1947 . ( 3 ) . ل . ديلابورت ، بلاد ما بين النهرين ، ترجمهء محرّم كمال ، 74 .