چنين مىنمايد كه گروهى از مورخان و مفسران ، همين گزارش تورات دربارهء نام پدر ابراهيم را پيش روى داشتهاند و به چشم سندى درست و گمانناپذير بدان مىنگريستهاند كه كوشيدهاند آيهء ياد شده را در همين باره تأويل كنند [ مثلا آزر را عموى ابراهيم بشمارند كه از روى مجاز پدر خوانده شده است ] و به اينگونه ، ناسازگارى ميان گزارش قرآن و تورات را از ميان بردارند « 1 » ، چيزى كه ما در كتابمان اسرائيل ( ص 160 - 164 ) به گستردگى به نقد و رد آن پرداختهايم و پذيرفتهايم كه نام پدر ابراهيم ، همان « آزر » است كه هم در قرآن مجيد و حديث شريف آشكارا آمده است و هم دليلهايى علمى پشتوانه دارد ، و از اين رو جايى براى تأويل و توجيههاى مفسران و مورخان نمىماند . « 2 »
و اما قوم ابراهيم : برخى قوم ابراهيم را از گروه آراميانى مىدانند كه اسحاق و يعقوب از آنان زن گرفته بودند ، خواه اين سخن كه آنان از آراميان زن گرفته بودند ، درست باشد يا نباشد ، بىگمان قوم ابراهيم برخاسته از دل جزيرة العرب است و مانند ديگر گروههاى سامى ، پرورش يافته در همانجا . و گويا اين كه ابراهيم به اين انديشه افتاد تا همسر مصرى خويش و پسر او ، اسماعيل را براى دور بودن از هووى پيرش ، ساره به مكّه ببرد ، تنها يك تصادف و اتّفاق نبود . زيرا تصادف و اتّفاق در سامان دادن اينگونه اختلافات خانوادگى در ميان سران عشاير پيشين جايى نداشت . و اين كه ابراهيم مكه را براى زيستگاه زن و فرزند خويش برگزيد ، بىگمان از اينرو بوده كه با آنجا و مردم پيوند و پيمانى داشته است ، و گرنه زن و فرزند خويش را به چنان جاى خشك و دورى نمىفرستاد . « 3 »
از اينرو مىتوان گفت ابراهيم خليل يك عرب نژاد اصيل است ، از تبار عربهاى اصيلى كه نژادشان به سام پسر نوح ( ع ) مىرسد . همانگونه كه پدر عربهاى عدنانى نيز هست .
هامش
( 1 ) . گفتنى است كه تأويل برخى از مفسران به ويژه مفسران شيعى برآنند كه پدر پيامبر نمىتواند بتپرست باشد ( مترجم ) .
( 2 ) . ابن اثير ، 1 / 94 ؛ تاريخ طبرى ، 1 / 223 ؛ ابوالفداء ، 1 / 13 ؛ مقدسى ، 3 / 47 ؛ تاريخ يعقوبى ، 1 / 23 - 26 ؛ مسعودى ، مروج الذهب ، 1 / 56 ؛ ابن خلدون ، 2 / 33 ؛ تفسير روح المعانى ، 7 / 194 ؛ تفسير قرطبى ، 2458 ؛ دائرة المعارف الاسلامية ، 1 / 53 - 55 ؛ تفسير طبرى ، 11 / 465 - 466 . البته دستهاى از مفسران نيز هستند كه نام پدر ابراهيم را همان كه در قرآن آمده « آزر » مىدانند ، بنگريد به : تفسير طبرى ، 11 / 468 - 469 ؛ تفسير فخر رازى ، 3 / 72 ؛ تفسير البحر المحيط ، 4 / 163 - 164 ؛ تفسير روح المعانى ، 7 / 194 - 195 ؛ تفسير الجواهر ، 4 / 56 ؛ البداية و النهاية ، 1 / 142 ؛ عباس عقاد ، ابراهيم ابوالانبياء ، 135 - 136 .
( 3 ) . حسن ظاظا ، الصهيونية العالمية و الاسرائيل ، 26 - 27 .