روايت ، ولكن حق درباره أو ( 1 ) آن است كه به درستى كه أو ضعيف است ، وفلاس گفته است كه : يحيى وعبد الرحمن تحديث نمىكردند از عبد الرحمن افريقى ، وعمرو بن علي گفته كه : يحيى تحديث نمىكند از أو ، ونشنيدم عبد الرحمن را كه ذكر كرده باشد أو را مگر يكبار ، وابن المديني نقل كرده كه : هشام بن عروه به جواب سؤال يحيى بن سعيد از حالش فرموده : ( دعنا منه ) يعنى بگذار ما را از أو ، ‹ 1819 › ونيز ابن المديني در موضع ديگر گفته كه : أو تضعيف كرده يحيى افريقى را ، وأبو طالب از احمد نقل كرده كه : أو چيزى نيست ، وأحمد بن الحسن وغيره از احمد نقل كردهاند كه : نمىنويسم حديث أو را ، ومروزى از احمد نقل كرده كه : أو منكر الحديث است ، وجوزجانى - با وصف زعم ( 2 ) حسن أو - أو را غير محمود در حديث دانسته ، ويعقوب بن شيبه گفته كه : أو ضعيف الحديث است ، ويعقوب بن سفيان هم در حديث أو ضعف ثابت ساخته ، وابن أبي حاتم از پدر خود وابوزرعه تضعيف أو نقل كرده ، وصالح بن محمد گفته كه : أو منكر الحديث است ، وابن خزيمة گفته كه : احتجاج كرده نمىشود به حديث أو ، وابن خراش گفته كه : متروك است ، وساجى گفته كه : در أو ضعف است ، وحاكم أبو أحمد گفته : قوى نيست نزد ايشان ، وثورى افاده كرده كه : عبد الرحمن شش حديث را رفع كرده كه نشنيدم كسى از أهل علم را كه رفع آن كرده باشد ، از جمله آن حديث اُمّهات أولاد است .
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( أو ) تكرار شده است .
2 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( واو ) آمده است .