فرمود ، ودر ليلة القدر بر رؤياي جمعى از صحابه اعتماد نمود . . إلى غير ذلك من الوقائع . ( 1 ) انتهى .
مقام غايت استغراب ونهايت استعجاب است كه بعد اثبات چنين فضائل ومحامد عاليه براي خليفه أول ، در اين مقام سر تخطئه حضرتش دارند وچنان ثابت سازند كه جناب أو - به سبب عدم علم ناسخ - تحليل فروج محرّمه براي مشتريان اُمّهات أولاد كرده ، در گرداب بىتميزى عظيم افتاده ، دادِ تضليل أنام داده .
ونيز ولى الله در “ ازاله الخفا “ در صفات خليفه گفته :
وچون نوبت نشر علوم آيد طريق ( 2 ) روايت آموزد ومردمان را بر اِقراء قرآن وروايت حديث ، حمل نمايد ، واگر در مسأله [ اى ] اشتباهى واقع شود از جمله صحابه سؤال كرده ، استخراج نصّ صاحب شريعت فرمايد ، واگر اختلافى رو دهد از مضيق اختلاف به فضاى اجماع رساند . ( 3 ) انتهى .
پس بنابر اين افاده هم خليفه أول در مسأله تجويز [ بيع ] اُمّهات أولاد استخراج نصّ صاحب شريعت كرده باشد ، پس ادعاى عدم جواز بيع اُمّهات أولاد نمودن ، در حقيقت خليفه أول [ را ] از صفت عظيمه ( خليفه ) معزول ساختن است !
هامش
1 . [ الف ] مآثر أبى بكر از مقصد دوم . [ إزالة الخفاء 2 / 11 - 12 ] .
2 . در مصدر ( طريقه ) .
3 . [ الف ] مآثر أبى بكر از مقصد دوم . [ إزالة الخفاء 2 / 4 ] .