به درستى كه خداى تبارك وتعالى مكروه مىدارد در آسمان كه أبو بكر . . . در أقوال وافعال خطا كند در روى زمين .
ودر روايتي ديگر كه رجال وراويان ( 1 ) آن همه ثقات اند چنين وارد شده :
إن الله يكره أن يخطّأ أبو بكر ( 2 ) .
عجب است كه حسب افتراى قوم - پناه به خدا ! - حق تعالى كراهت كند بالاى آسمان از خطاى أبى بكر در أقوال وافعال در روى زمين ، وباز خليفه ثاني به منع بيع اُمّهات أولاد وحكم به عتقشان مخالفت چنين بزرگ آغاز نهد وداغ تخطئه بر جبين مبين أو نهد .
وشاه ولى الله اتصاف أبى بكر به فراست صادقه ، ومسدّد بودنش به الهام غيب در هر مسأله ، ومشورت واهتداى أو به اين الهام غيبى ، وبودن اين الهام به صورت عزيمت نه به طريق مكاشفه ، وبودن آن به آيين واقع نه در رنگ خاطر ، ونفى خطا از أبى بكر به اهتمام تمام ثابت كرده چنانچه در “ إزالة الخفا “ در مآثر أبى بكر گفته :
اينجا نكته اى است بايد دانست كه صديق أكبر مشارك بود با ساير علما وصحابه در علم كتاب وسنت ، مدار مزيتى كه در ميان ايشان داشت خصلتى ديگر است وآن آن است كه نصيب وى . . . از تقاسيم رحمت الهى آن بود كه چون مسأله [ اى ] وارد مىشد يا مشورتى پيش مىآمد فراست خود را در پى
هامش
1 . در [ الف ] عبارت : ( رجال وراويان ) خوانا نيست .
2 . براهين قاطعه : 134 .