پر ظاهر است كه اين شيخ برهان الدين بغدادي هرگز از علماى شيعه نيست وأرباب رجال أهل حق أو را ذكر نكردهاند ودر كتب دينيه از أو نقلي نمىآرند .
چهارم : آنكه اگر بالفرض شيخ برهان الدين بغدادي مذكور از أهل حق بلكه از أعاظم وأئمة ايشان هم باشد ، باز هم نقل ابن روزبهان تصديق أو [ را ] كي لايق تصديق است كه نقل خصم عنيد ، سزاوار ابطال وتكذيب است نه لايق تصديق وتصويب !
پنجم : آنكه از لطائف الطاف الهى آن است كه آنچه ابن روزبهان از اين شيخ بغدادي نقل كرده وتقرير وتصديق آن نموده نيز مشتمل است بر تفضيح وتقبيح أصحاب شورى ، پس تكذيب روايت علامه وتصديق اين روايت كار انسان نيست ; چه هر دو متقارب ومتماثل اند .
واعجباه ! كه خود تكذيب گفتن عمر زبير را كه تو جلف جافى هستى مىنمايد ونسبت آن را به عمر از كذّابين ووضّاعين اخبار هم مستبعد مىداند ، وباز خود از شيخ بغدادي نقل مىكند كه عمر به مشافهه ابن عباس گفته كه : زبير شجاع جافى است .
وفرق در حالت احتضار وقبل آن به چند روز فايده ندارد ; زيرا كه غرض همين است كه كساني كه به تصريح خود عمر مطعون بودند تفويض خلافت به ايشان وادخالشان در شورى نهايت قبيح وشنيع است ، واين معنا در هر
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 91
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٩١