تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
نكرده ( على ما هو عليه من الزهو ) نيز فرموده كه آن اعاده وجه مانع أو از خلافت ورياست واظهار كبر وزهو وشراست أو است . ودرباره زبير گفت كه : أو اين وقت - يعنى وقت استخلافش - طپانچه خواهد زد مردم را با يكديگر در صاع ومُدّ ، واين اثبات غايت بخل ودنائت وخساست أو است كه منافاة آن با رتبه عاليه امامت ورياست پر ظاهر [ است ] . ودر حق سعد بن أبي وقاص به تصريح ارشاد كرد كه : نيست أو صاحب اين كار - يعنى خلافت - أو صاحب مقنب است كه مقاتله كند در آن . وعبد الرحمن بن عوف را هر چند از عيوب ديگر خالى دانسته ، مدح أو فرموده ، لكن أو را هم به ضعف از خلافت وصف نموده ، عدم لياقت أو براي خلافت ظاهر كرده ، وبعد ياد كردن قسم به خداى ذو الجلال كليه مانعه از استخلاف عبد الرحمن وزبير وأمثال ايشان افاده فرموده كه به ملاحظه آن قطعاً وحتماً عدم جواز استخلاف اين هردو واضح است . ونيز از آن عدم جواز استخلاف خود خلافت مآب - كه اتصافشان به غلظت وفظاظت شهره آفاق است - پر واضح ! واز حديث ديگر كه صاحب “ استيعاب “ ذكر كرده ظاهر است كه : خلافت مآب در حق زبير ارشاد كرده كه : أو كافر الغضب ، مؤمن الرضا است ، واين نهايت تهجين وتوهين وتفضيح وتقبيح است ، وهرگاه مثل زبير كافر باشد نمىدانم كه ديگرى از اين صحابه مطعونين - كه أهل سنت به حمايتشان