قلت : عبد الرحمن بن عوف ؟ قال : نعم الرجل ذكرت ، ولكنه ضعيف عن ذلك . .
والله - يا بن عباس ! - لا يصلح لهذا الأمر إلاّ القوي في غير عنف ، الليّن في غير ضعف ، الجواد في غير سرف ، الممسك في غير بخل . .
قال ابن عباس : كان عمر - والله - كذلك . ( 1 ) انتهى .
از اين روايت - كه والد مخاطب ، فضائل ومآثر عمر از آن ثابت كردن مىخواهد - ظاهر است كه : خلافت مآب به مشافهه ابن عباس - هرگاه أو ذكر عثمان نموده ، يعنى استخلافش از أو خواسته - بعد قسم به خداى قهار عدم صلاحيت عثمان [ را ] براي اين كار هويدا وآشكار كرده ، يعنى گفته كه : پس قسم به خدا كه اگر بكنم - يعنى عثمان را خليفه سازم - هر آئينه بگرداند پسران ابومعيط [ را ] بر گردنهاى مردم كه عمل كنند در ايشان به معصيت خدا ، وباز به مزيد تأكيد قسم شرعي ياد كرد يعنى گفت : وقسم به خدا اگر بكنم - يعنى اگر عثمان را خليفه - هر آئينه خواهد كرد يعنى عثمان بنى ( 2 ) أبى معيط را بر گردنهاى مردم حاكم خواهد ساخت ، وهرگاه خواهد كرد - يعنى هرگاه عثمان ايشان را بر مردم مسلط خواهد كرد - خواهند كرد ايشان - يعنى پسران ابومعيط ضرور عمل به معصيت خدا در مردم خواهند كرد - پس
هامش
1 . [ الف ] بعدِ بيست ورق از مآثر . ( 12 ) . [ إزالة الخفاء 2 / 74 - 75 ] .
2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( بن ) آمده است .