بود فرستاد ، وخليفه ثاني شناعت اين پيغام أو بيان كرده ( 1 ) أو را به مرض وبخل وصف كرد .
وثالثاً : خلافت مآب امر كرد به قتل مخالفين ( 2 ) صنف عبد الرحمن كه سرسبد احكام شنيعه وجسارات فظيعه است ، واگر وجوه شناعت آن بيان كرده شود دفاتر طوال احصا به آن نتوان كرد ‹ 1652 › وملازمت جناب أمير المؤمنين [ ( عليه السلام ) ] با حق ( 3 ) وبرائت آن حضرت از خطا سابقاً به دلائل قاطعه ثابت شد ( 4 ) ، وبه اعتراف خود خلافت مآب ثابت است ، چنانچه از صدر همين روايت “ عقد “ ظاهر است كه به جواب درخواست ابن عباس عهد خلافت را ارشاد كرد آنچه حاصلش اين است كه : من قصد مصمّم كرده بودم كه والى امر شما مردى را از شما بگردانم كه اميدوارم كه بردارد شما را بر حق ، واشاره كرد به على ( عليه السلام ) ، واز روايات سابقه اين معنا به كمال وضوح ظاهر است ( 5 ) ، پس امر به قتل آن حضرت - بأيّ تقدير كان - كفر محض ونفاق صريح والحاد بحت است .
هامش
1 . قسمت : ( أو بيان كرده ) در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است .
2 . قسمت : ( به قتل مخالفين ) در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است .
3 . روايات ملازمت آن حضرت با حق در طعن دوم عمر گذشت .
4 . در طعن هشتم أبو بكر وطعن هفتم عمر از مصادر عديده گذشت .
5 . اشاره به كلام عمر : ( إن ولّوها الأجلح . . . ) ومانند آن .