باب مدينه علم نبوي است ، وخودش به وقت نزول مشكلات وحلول معضلات دست به دامن آن حضرت مىزد وكلمه : ( لولا علي لهلك عمر ) ومثل آن بر زبان مىآورد ، عجب ضلالتي است كه آن سرش پيدا نيست ! وهر متدين را به سماع آن قشعريره ( 1 ) در مىگيرد ، ووجوه شناعت آن پايانى ندارد ! وأحاديث داله بر عصمت جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) ( 2 ) ووجوب أطاعت آن حضرت ، مثل حديث ثقلين وغير آن ( 3 ) دلائل واضحه بر ضلال وعناد خلافت مآب در اين حكم باطل است .
وامر به أطاعت صنف عبد الرحمن ( 4 ) ديگر أئمة سنيه هم روايت كردهاند . ابن سعد در “ طبقات كبرى “ گفته :
أخبرنا محمد بن عمر ، ( نا ) هشام بن سعد وعبد الله بن زيد بن أسلم ، عن زيد بن أسلم ، عن أبيه ، عن عمر ، قال : وإن اجتمع رأي ثلاثة وثلاثة فاتبعوا صنف عبد الرحمن بن عوف ،
هامش
1 . قُشَعْرَيره : چند لرزه ، لرز ، فراخه وفسره . . . برخاستن موى بر اندام ، ناگاه مو بر بدن خاستن از ديدن يا از تصور مكروه . رجوع شود به لغت نامه دهخدا .
2 . در طعن هشتم أبو بكر وطعن هفتم عمر از مصادر عديده گذشت .
3 . مراجعه شود به عبقات الأنوار ، بخش حديث ثقلين ، وبه كلام خود دهلوى در تحفه اثناعشريه : 130 ، 219 .
وروايات ملازمت آن حضرت با حق در طعن دوم عمر گذشت .
4 . يعنى گروهى كه عبد الرحمن در آن واقع شده است .