تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
حضرات أهل سنت را كمال وجد وطرب بر مزيد بلاغت وفصاحت خلافت مآب بايد نمود كه به اين كلام مختصر به ده وجه كه مصداق ( تِلْك عَشَرَةٌ كامِلَةٌ ) ( 1 ) تواند بود ، نهايت تفضيح وتقبيح زبير نموده ، ودر حقيقت جميع خرافات وجزافات ومزعومات باطله حضرات را در تعظيم وتبجيل صحابه كبار ومهاجرين وأنصار از بيخ وبن بركنده ! ومزيد فظاعت وشناعت تفويض خلافت به أو بر أرباب الباب ظاهر نموده . وبعد اين همه نكوهش ومالش وزير ( 2 ) مشق طعن [ گرفتن و ] تشنيع نمودن زبير ، متوجه خدمتگزارى طلحه گرديد ، وبغض كامن را كه به سبب طعن طلحه بر حضرتش وقت استخلافش در دل داشت ظاهر ساخت ، وبراي مزيد ازعاج واقلاق ونهايت اهانت واحراق گفت كه : بگويم يا ساكت شوم ، ناچار طلحه هم چون خبث نفسش وبغض أو [ را ] با خودش مىدانست گفت كه : بگو ، پس به درستى كه تو هرگز نخواهى گفت از خير چيزى . پس خلافت مآب در اين حالت انزعاج واضطراب گفت : آگاه باش به درستى كه من مىشناسم تو را از وقتي كه قطع كرده شد انگشت تو روز اُحد ، ومىشناسم كِبرى را كه پيدا شد براي تو ، وبعد اين تحقير وتعيير گفت : وهر آينه وفات كرد جناب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) به حالي كه غضبناك بود بر تو به سبب كلمه [ اى ] كه گفتى تو آن را روزى كه نازل كرده شد آية حجاب .
هامش
1 . البقرة ( 2 ) : 196 . 2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( زبير ) آمده است .