تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
وترحم بر أبى بكر هم نمودند ، وبعد از آن فرمودند كه : اى مردم ! به درستى كه من حمل كرده شدم امانت را وامانت عظيم است ، وبه درستى كه من راعى أم وهر راعى سؤال كرده خواهد شد از رعيت خود ، وبه درستى كه دوست گردانيده شده به سوى من صلاح شما ونظر در معاش شما وآنچه نزديك كند شما را به سوى پروردگار شما ، پس منم وشما وكساني كه حاضرند در اين شهر ، پس به درستى كه من شنيدم رسول خدا صلى الله عليه [ وآله ] وسلم را كه مىفرمود : ( هر كه صبر كند بر بلاى آن - يعنى مدينه - وشدّت آن خواهم بود براي أو گواه وشفيع روز قيامت ) وبلاد شما بلادي است كه نيست زرع در آن ونه بستان مگر آنچه آورده شود بر شتران از راه يك ماه ، وبه درستى كه وعده كرده است ما را الله تعالى غنايم بسيار را ، وبه درستى كه من اراده مىكنم نصيحت را براي عامه وخاصه در اداى امانت ، ونيستم گرداننده امانت خود به سوى كسى كه نيست أهل براي آن ولكن من گرداننده امانت خود [ هست‍ ] - م به سوى كسى كه رغبت أو در اداى امانت وزيادة مال براي مسلمين باشد ، وبه درستى كه من كراهت كردم ولايت خالد را ; زيرا كه ( 1 ) خالد مردى است كه در أو اسراف است : مىدهد شاعر را هرگاه مدح أو مىكند ، ومىدهد سوار را هرگاه جهاد مىكند روبروى أو زيادة از آنچه استحقاق آن دارد از حق خود ، وباقي نمىدارد براي فقراى مسلمين و
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً قسمت : ( زيرا كه ) تكرار شده است .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 356 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى