را هم به تأييد جنابش در خواب به نظر آمد ، وحسب اين روايت جناب أمير المؤمنين [ ( عليه السلام ) ] قبل از رسيدن خبر اين فتح به آن مسرور شد وتعبير خواب عبد الرحمن به آن بيان فرمود ، وديگر صحابه هم به استماع آن نهايت مسرور ومحبور گرديدند - مستحق تعظيم وتبجيل واكرام ولايق مدح وثنا نمىداند ، بلكه در عوض اين فتح أو را معزول وبه غلّ طلاق رجل مغلول مىسازد ( 1 ) ، پس أهل حق چگونه خلافت مآب را به سبب اين فتح وأمثال آن لايق مدح وتعظيم داند ؟ ! وآن را دليل قاطع برائت حضرتش از معايب ومثالب گردانند ؟ ! حال آنكه فروق عديده در هر دو مقام متحقق است :
أول : آنكه خالد مباشر اين فتح بود ، وخلافت مآب مباشر اين فتح وديگر فتوح نبودند ، پس هرگاه مباشر فتح مستوجب اكرام وانعام نباشد بلكه مستحق عزل وتفضيح گردد ، ‹ 1623 › پس غير مباشر بالأولى - به مجرد حصول فتوح در زمانش ! - هرگز مستحق تعظيم وتبجيل نخواهد شد ، بلكه حسب عمل خلافت مآب لايق اهانت وعزل وقابل تفضيح وهزل !
دوم : آنكه حصول اين فتح را خود خلافت مآب در منام ديده بودند ، پس كاش به رعايت آن تعظيم وتكريم خالد مىكردند ، لكن جنابشان به مزيد تنغصّ وتكدّر وعناد وبغض خالد مبالات به آن هم نكردند ودر تفضيح واهانت أو كوشيدند ، پس أهل حق كه أصلا چنين منامي بابت فتوح
هامش
1 . اشاره به ( العزل طلاق الرجل ، يا ( العزل طلاق الرجال ) مراجعه شود به : الصراط المستقيم 2 / 7 ، نهج الايمان : 254 ، الصوارم المهرقة : 125 .