تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
امارت أو بيان فرمود تا آنكه مردى از بنى مخزوم به انكار وطعن وتشنيع بر خلافت مآب زبان گشاد ودادِ تفضيح جنابش داد كه مخالفت ومعاندت أو با خدا ورسول وخليفه رسول - به بيان بغض وعداوتش با كسى كه حق تعالى به دستش سيف ناطف ( 1 ) برآورده ، وأو را دافع مشركين گردانيده ، وحضرت أبى بكر از عزلش ابا كرده وبودن أو سيف مسلول خدا وناصر دين أو ظاهر كرده - ثابت نموده ، وبه خلافت مآب گفته كه : به درستى كه خداى تعالى معذور نخواهد داشت تو را ونه معذور خواهند داشت مسلمين تو را اگر در نيام كردى سيف خدا را وعزل كردى أميري را كه حاكم كرده أو را خداى تعالى . وبر اين همه اكتفا نكرد وتصريح كرد به آنكه : خلافت مآب قطع رحم نموده ، وحسد بر ابن عمّ خود - يعنى خالد - برده ، وخلافت مآب به جواب اين همه تعيير وتحقير وتنديد وتهديد وتقبيح وتفضيح حرفى درست نتوانستند آراست ، چاره [ اى ] جز آن نيافتند كه ارشاد كردند كه : جوان نو سن است ‹ 1624 › غضب كرد براي ابن عمّ خود ، بعد از اين از منبر فرود آمدند وكتاب خالد را پشت زير فراش خود گردانيده مشغول مشورت با نفس مبارك در عزل خالد ماندند ، آخر كار ملهم به تصويب عزل خالد گرديدند كه نماز صبح [ را ] با مردم خوانده بر منبر بر آمدند وحمد وثناى الهى به جا آوردند وذكر حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نموده درود ورحمت بر آن حضرت فرستادند
هامش
1 . [ الف ] نطف الماء : روان گشت آب ورفت . ( 12 ) . [ مراجعه شود به : الصحاح 4 / 1434 ، النهاية 5 / 75 ، لغت نامه دهخدا ] .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 355 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى