تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
آنكه مجرد اين تمنّاى عمر رافع ودافع اجماع ديگران نمىتواند شد ، خصوصاً هرگاه با ديگران أحاديث عديده وروايات كثيره باشد ، وخصوصاً وقتي كه با اينها عمر هم در روز سقيفة موافقت كرده باشد وانكارى بر آن نكرده ، پس حسب تقريرات سنيه اجماع قطعي در اين وقت بر اشتراط قرشيت متحقق باشد ، ومخالفت عمر بعد اين ، مخالفت اجماع قطعي ومخالفت ارشادات نبويه باشد كه مآلش جهنم است . ونيز اين مخالفت مستلزم تكذيب خليفه أول وتقبيح وتفضيح خود است در موافقت أول روز سقيفة ، وكفى به خزياً وخساراً . اما تغير اجتهاد عمر در اين باب پس از قرينه مقابله اين شق با شق أول چنان ظاهر مىشود كه در شق أول تغيّر اجتهاد عمرى را مدخلى نبوده ، پس غرض از شق أول آن بوده كه عمر هميشه منكر اشتراط قرشيت در خلافت بوده ، حال آنكه حسب إفادات أئمة سنيه أبو بكر در روز سقيفة به حديث : « الأئمة من قريش » احتجاج واستدلال كرد ، وعمر از ردّ آن سكوت نمود وموافقت بر آن كرده ، پس بلاشبهه عمر هم اشتراط قرشيت را در خلافت - يقيناً - دريافته ، لكن باز به مزيد زيغ وانهماك در باطل وبي مبالاتى اين تمنّى را كه صريح مكذّب أول وموجب تفضيح خودش بوده بر زبان آورده . به هر حال خواه اجتهاد عمرى متغير شده باشد خواه غير متغير از إفادات أئمة سنيه اين قدر بلا ريب ثابت است كه در روز سقيفة عمر در اشتراط