آنكه مجرد اين تمنّاى عمر رافع ودافع اجماع ديگران نمىتواند شد ، خصوصاً هرگاه با ديگران أحاديث عديده وروايات كثيره باشد ، وخصوصاً وقتي كه با اينها عمر هم در روز سقيفة موافقت كرده باشد وانكارى بر آن نكرده ، پس حسب تقريرات سنيه اجماع قطعي در اين وقت بر اشتراط قرشيت متحقق باشد ، ومخالفت عمر بعد اين ، مخالفت اجماع قطعي ومخالفت ارشادات نبويه باشد كه مآلش جهنم است .
ونيز اين مخالفت مستلزم تكذيب خليفه أول وتقبيح وتفضيح خود است در موافقت أول روز سقيفة ، وكفى به خزياً وخساراً .
اما تغير اجتهاد عمر در اين باب پس از قرينه مقابله اين شق با شق أول چنان ظاهر مىشود كه در شق أول تغيّر اجتهاد عمرى را مدخلى نبوده ، پس غرض از شق أول آن بوده كه عمر هميشه منكر اشتراط قرشيت در خلافت بوده ، حال آنكه حسب إفادات أئمة سنيه أبو بكر در روز سقيفة به حديث : « الأئمة من قريش » احتجاج واستدلال كرد ، وعمر از ردّ آن سكوت نمود وموافقت بر آن كرده ، پس بلاشبهه عمر هم اشتراط قرشيت را در خلافت - يقيناً - دريافته ، لكن باز به مزيد زيغ وانهماك در باطل وبي مبالاتى اين تمنّى را كه صريح مكذّب أول وموجب تفضيح خودش بوده بر زبان آورده .
به هر حال خواه اجتهاد عمرى متغير شده باشد خواه غير متغير از إفادات أئمة سنيه اين قدر بلا ريب ثابت است كه در روز سقيفة عمر در اشتراط
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 251
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٢٥١