وبر أرباب الباب ذاكيه ظاهر وواضح است كه تمنّاى عمر استخلاف سالم را ضلال محض وعناد بحت ، وموجب توجه طعن وظهور خبط وبي مبالاتى أو است به وجوه عديده :
أول : آنكه جايى كه جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) موجود باشد كه فضائل ومناقب آن حضرت خارج از احاطه واستقصاى طاقت بشرى است ‹ 1580 › تمنّاى استخلاف اين مولاي زنى نمودن در حقيقت ترجيح وتفضيل أو بر آن حضرت ظاهر كردن است ، خصوصاً بعد ابا از استخلاف آن حضرت وطعن بر آن حضرت .
وهيچ مؤمني در كفر وضلال چنين معاندى كه چنين غلام جاهل مجهول را بر عالم علوم لدنيه تفضيل دهد ريب وشك نخواهد كرد .
واگر تفصيل وجوه شناعت اين حكم بيان كرده شود دفاتر طوال احصاى آن نتواند كرد ، وكسى كه أدنى تتبع فضائل آن حضرت كند بر أو وجوه بسيار بلكه بي شمار براي تفضيح وتقبيح خلافت مآب به دست مىآيد .
دوم : آنكه خلافت مآب در اعتذار از استخلاف جناب أمير المؤمنين [ ( عليه السلام ) ] گفته كه : تحمل نمىكنم خلافت را در حالي كه زنده باشم ومرده باشم .
واين كلام دلالت دارد بر آنكه خلافت مآب استنكاف از استخلاف جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) - كه خود اعتراف به حقيت آن حضرت واولويت آن جناب نموده - به اين سبب كرده كه تحمل بار خلافت در حالت موت بر ذمّه جناب
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 225
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٢٢٥