تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
از اين روايت ظاهر است كه ابن عباس عمر را ديد كه به سوى جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) مىنگريست وتَأَوُّه مىكرد - يعنى رنج وملال ومزيد قلق وانزعاج خود ظاهر مىكرد - ابن عباس گفت كه : از چه چيز تأوّه مىكنى اى أمير المؤمنين ؟ عمر گفت كه : به سبب صاحب تو اى ابن عباس حال آنكه أو داده شد آنچه داده نشد [ به ] كسى از آل رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ، واگر سه چيز در أو نبودى ، نمىبود براي اين امر - يعنى خلافت - كسى سواي أو ، يعنى كسى غير أو لايق خلافت نمىبود ، ابن عباس گفت كه : اى أمير المؤمنين ! آن سه چيز چيست ؟ عمر گفت كه : كثرت دعابه أو وبغض قريش براي أو وصغر سن أو . پس از اين اعتراف صريح عمر ، ظاهر شد كه استحقاق خلافت منحصر در ذات بابركات جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) بود ، وأبو بكر وخودش نيز با وجود آن حضرت لايق خلافت نبودند ، ولله الحمد على ذلك . واما وجوه ثلاثة كه براي منع آن حضرت از خلافت ذكر كرده ، پس بطلان ومزيد سخافت وركاكت آن به وجوه كثيره ظاهر است ، وابن عباس خود از هر سه جواب شافى وكافى داده ومهر سكوت وصموت بر لب خلافت مآب زده ، پس اتباع أو چه تاب وطاقت دارند كه ردّ آن توانند كرد ؟ ! وچون اين اعتراف عمر - به غايت مرتبه ! - اظهار حق مىنمود وتعللات ثلاثة مفيد مزيد عناد ولجاج آن مَريد بود ، وبَعد استماع اجوبه شافيه ابن عباس امر به امساك آن وتأكيد امر كتمانش به تكرار كرد ، وارشاد كرد كه : اگر خواهم شنيد اين كلمات از غير تو نخواهم خوابيد در ميان هر دو
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 202 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى