واز روايات عديده اعتراف خلافت مآب به انحصار عمل به حق وحمل مردم بر صراط مستقيم ومحجّه بيضا در ذات قدسي سمات جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) ظاهر است ، چنانچه از روايت ولى الله كه در “ إزالة الخفا “ در رساله كلمات عمر در سياست ملك وتدبير منازل ومعرفت اخلاق آورده واضح است كه عمر به ابن عباس گفته كه : به درستى كه خداى تعالى اگر بردارد ايشان را بر كتاب ربّ ايشان وسنت نبىّ ايشان توليت خلافت به صاحب تو كند ، آگاه باش به درستى كه ايشان اگر والى امر خود كنند أو را ، بردارد ‹ 1563 › ايشان را بر محجه بيضا وصراط مستقيم ( 1 ) .
واز روايت ابن إسحاق كه أبو الحسن ماوردى نقل كرده ظاهر است كه : ابن عباس خلافت مآب را روزى در حالت كرب وانزعاج يافت وشنيد كه ارشاد مىنمايد كه : نمىدانم چكنم در اين امر برخيزم يا نشينم ؟ واين كناية از مزيد قلق وانزعاج وشدت اضطراب واختلاج است ، پس ابن عباس به تسليت وتسكين خاطر حزين خلافت مآب عرض كرد كه : آيا براي تو رغبت است در على [ ( عليه السلام ) ] ؟ پس ارشاد كرد كه : به درستى كه أو - يعنى على ( عليه السلام ) - براي خلافت هر آينه أهل است ولكن أو مردى است كه در أو دعابه است وبه درستى كه هر آينه من مىبينم أو را كه اگر متولى أمور شما شود هر آينه بردارد شما را بر طريقه [ اى ] از حق كه مىشناسيد آن را ( 2 ) .
هامش
1 . إزالة الخفاء 2 / 194 - 195 .
2 . الأحكام السلطانية 1 / 12 .