واما زعم ابن أبي الحديد كه وصف عمر زبير را به آنكه أو شديد السخط است وقت غضب خود ، وآنكه أو بخيل است ، دلالت بر منع از خلافت ندارد ، مخدوش است به چند وجه :
أولا : آنكه ابن أبي الحديد معناى ( وعقة لقس ) [ را ] بيان نكرده حال آنكه در كلام عمر لفظ : ( وعقة لقس ) موجود است ومراد از آن بدخلقى وخبث نفس است كما علمت سابقاً ، وظاهر است كه بدخلقى وخبث نفس صراحتاً مانع خلافت وامامت است كه امام مىبايد پاكيزه نفس وخوش خلق باشد .
وثانياً : از قول عمر : ( مؤمن الرضا ، كافر الغضب ) - كه در روايت ابن سعد مذكور است - ظاهر است كه زبير در حال غضب كافر مىگرديد ، پس تعبير از آن به شدّت سخط وقت غضب ، محض تسويل وتلميع وتخديع است ، كجا كفر وقت غضب وكجا محض شدت سخط وقت غضب ، با آنكه اگر به محض شدت سخط هم وصف مىنمود - آن هم به قرينه مقام - دليل خروج أو از لياقت خلافت ‹ 1549 › به سبب افراط غضب مثل عوام فساق مىگرديد .
وثالثاً : از روايت ابن قتيبة واضح است كه عمر اين صفت رذيلة زبير را كه در حالت غضب كافر مىشد مانع از استخلاف أو گردانيده كه گفته : ( وما يمنعني منك - يا زبير ! - إلاّ إنك مؤمن الرضا ، كافر الغضب ) ( 1 ) .
هامش
1 . الإمامة والسياسة 1 / 41 - 43 ( تحقيق الشيري ) 1 / 28 - 29 ( تحقيق الزيني ) .