حديث فتوا به استحباب فسخ حج مىدهند ; زيرا كه أحاديث صحيحه در اين باب وارد شدهاند ، وسلمة بن شبيب چون طعن بر امام أحمد بن حنبل به سبب فتوا به متعه نمود ، وزبان شكايت به ذكر تقويت قلوب رافضه گشود ، امام احمد به جواب آن طاعن خائن از جا رفته ، گرم شد ، واعاده تحميق وتجهيل آن امام جليل كرده ( 1 ) ، ارشاد فرمود آنچه محصلش آن است كه : مىرسيد مرا كه تو أحمق هستى ومن از تو دفع مىكردم ، والآن به تحقيق ثابت شد نزديك من به درستى كه تو أحمق هستى ، نزديك من يازده حديث صحاح از جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) است ، آيا ترك كنم آن را به سبب قول تو ؟ !
ومحتجب نماند كه اين سلمة بن شبيب از أكابر أئمة مكثرين ورحّاله جوّالين وأعاظم رواة “ صحاح “ ايشان است ، مسلم وأبو داود ونسايى وترمذى وابن ماجة از أو در “ صحاح “ خود روايتها نقل مىكنند ، ذهبي تصريح كرده به آنكه : أو حافظ وحجت است ، وأبو حاتم رازي وصالح بن محمد بغدادي ارشاد كردهاند كه : أو صدوق است ، وابن حبان أو را در ثقات ذكر نموده ، وابن حجر عسقلانى تصريح كرده به آنكه : أو ثقة است واز كبار طبقه حاديه عشره است .
ذهبي در “ كاشف “ گفته :
سلمة بن شبيب ، أبو عبد الرحمن النيسابوري ، الحافظ بمكّة ،
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( گرديده ) آمده است .