نموده ، وبودن اين فعل أكمل أحوال وارضاى آن نزد حق تعالى وموافق أكمل وجوه حكمت وصواب وسداد بيان كرده - را بعد وفات آن حضرت تغيير نمود وردّ كرد ، وتحكيم عقل ناقص خود نمود ، وبه همان علت معلول وزعم مدخول وتوهم مرزول وتقول مغسول تمسك كرد ، يعنى فسخ حج را موجب نقص پنداشت وبه وسواس خناس وطى ( 1 ) اعراس را سبب تحريم حكم خير الناس ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ساخت .
ونيز ابن القيّم بعدِ مدح وستايش امام أحمد بن حنبل به قول خود : ( ولله درّ الإمام أحمد . . ) إلى آخره نقل كرده كه أو به سلمة بن شبيب - كه تعيير وتعييب امام أحمد بن حنبل به تجويز فسخ حج نموده - ارشاد فرموده آن چه حاصلش [ آن است ] كه : اى سلمه ! من گمان مىكردم براي تو عقل را ، يعنى تو را عاقل مىپنداشتم ، وحالا ظاهر گشت كه تو بهره [ اى ] از عقل وتمييز ندارى ، وهمت به انكار شريعت صحيحه وسنت صريحه مىگمارى ، ونزد من يازده حديث صحيح است از جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ، چگونه جايز است كه اين أحاديث صحيحه را به قول تو ترك كنم ؟ !
از اين ارشاد باسداد امام أحمد بن حنبل - كه يكى از أركان أربعة اسلام سنيان است - به كمال وضوح وظهور ثابت است كه : كسى كه انكار تجويز فسخ حج نمايد ، أو از عقل وفهم ودين وديانت عارى ، ومبتلاى بلاى
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( واو ) آمده است .