از آن مىفرمايد : ( فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ ) ( 1 ) ، وآن را در مقام رخصت ذكر مىنمايد ، ومجبور مىگرداند به دم يا صوم .
واما سنت ; پس آن حضرت صلى الله عليه [ وآله ] وسلم اختيار فرمود افراد را به حج در حجة الوداع ، وافراد به عمره در عمرة القضا وعمره ( 2 ) جعرانه ، پس آنچه فعل آن حضرت است صلى الله عليه [ وآله ] وسلم أكمل است ، هر چند ديگران را رخصت داده باشند به جهت ردّ مذهب جاهليت كه : ( العمرة في أشهر الحجّ من أفجر الفجور ) ، يا اولاً ايشان را مجرد ترخيص فرموده بود ، وچون در قبول رخصت استبطأ كردند ، مبالغه كرده باشند ، چنانكه در مسأله قبله صائم مبالغه واقع شد ، ودر همه اين علل أحاديث درست شده است .
واما معقول ; پس شك نيست كه اتمام حج وعمره جدا جدا باشد أفضل وأتم وأكمل است ، چنانكه در تضاعف حسنات به سبب رفتن به مسجد ذكر كردهاند ، ودر استحباب وضو براي هر نماز مكتوبه ذكر نمودهاند ، واين امرى است كه براي قائل به شرطيت احرام متجه مىشود ، فضلاً از براي كسى كه به ركنيت آن قائل است ، واين استدلال فاروق مذكور است در “ بخارى “ :
عن أبي موسى الأشعري ، قال : قدمت على النبيّ صلى الله عليه [ وآله ] وسلم بالبطحاء - وهو منيخ - فقال : « أحججت ؟ »
هامش
1 . البقرة ( 2 ) : 196 .
2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( عمر ) آمده است .